58 - نيستيم ما از مردگان « 1 »
59 - مگر مردن ما پيشين و نيستيم ما عذاب كردگان ؟
60 - اينست اين از رستگارى بزرگ
61 - مر چنين را بگو تا كار كنند « 2 » كار كنندگان
62 - آيا آن بهتر بجاى يا درختى ناخوش و گنده ؟ « 3 »
63 - كه ما كرديم آن را آزمايشى ستم كاران را
64 - كه آن درختى است كه بيرون آيد اندر اين « 4 » دوزخ
65 - بار آن گواى آن سرهاى ديوان « 5 »
66 - پس ايشان خورندگانند ازان ، پر كنندگان ازان شكمها
67 - پس كه ايشانراست بران سخنى « 6 » از آب گرم جوشيده
68 - پس كه بازگشت ايشانست سوى دوزخ
69 - كه ايشان بيافتند پدران ايشان گم بودگان
70 - ايشان بر پيهاى ايشان مىشتابند
71 - و بدرستى كه گم شد پيش از ايشان بيشتر پيشينگان
72 - و بدرستى كه بفرستاديم اندر ايشان بيم كنندگان
73 - بنگر چگونه بود سرانجام بيم كردگان
74 - مگر بندگان خداى عزّ و جلّ مخلصان « 7 »
75 - و بدرستى كه آواز داد ما را نوح پس نيكو بود جواب كردگان « 8 »
هامش
( 1 ) ما هرگز نخواهيم مردن . ( صو )
( 2 ) همچنين كار كنند . ( صو )
( 3 ) آن بهتر عطا و نواخت يا درخت زقوم ؟ ( صو )
( 4 ) اندر بوم . ( صو )
( 5 ) بر وى پندارى كه وى سرهاى ديوان است . ( صو )
( 6 ) باز مر ايشان را باشد آميزشى .
( صو ) [ در متن : سختى ( ؟ ) ، سخنى ( ؟ ) ] ثم ان عليها لشوبا من حميم .
( 7 ) پاكان يكتا كردگان . ( صو )
( 8 ) نيك پاسخ كنندگان بوديم . ( صو )