11 - بپرس از ايشان ايشانند سختتر آفريدنى يا آنچه « 1 » ما آفريديم ؟
و ما بيافريديم ايشان را از گل خوشيده « 2 »
12 - بل « 3 » شگفت داشتى و مىفسوس كنند
13 - و چون ياد كرده شوند نه ياد كنند « 4 »
14 - و چون به بينند نشانى افسوس كنند « 5 »
15 - و گويند : نيست اين مگر جادوى هويدا
16 - چون بميريم و باشيم خاكى و استخوانى آيا ماايم زنده كردگان ؟ « 6 »
17 - يا پدران ما پيشينگان ؟
18 - بگوى : آرى و شما خوارانيد
19 - كه آن باز زد نيست يگانه و چون ايشان مىبينند « 7 »
20 - و گويند : اى واى بر ما كه اينست روز شمار « 8 »
21 - اينست روز جدا اى « 9 » آنك بوديد بدان و بدروغ مىداشتيد
22 - و برانگيزيد « 10 » آن كسها را كه ستم و ظلم كردند و زنان « 11 » ايشان و آنچه بودند بدان و مىپرستيدند
23 - از بيرون خداى عزّ و جلّ - راه نمائيد ايشان را سوى راه دوزخ
24 - و بداريد ايشان را در آن جا كه « 12 » ايشانند پرسيدگان
هامش
( 1 ) سختترند بآفرينش يا آنكه . ( صو )
( 2 ) دوشيده . ( صو ) [ ظاهرا : دوسنده ]
( 3 ) نه كه . ( صو )
( 4 ) و چون پند دهندشان نه پند پذيرند . ( صو )
( 5 ) فسوس اندر گيرند . ( صو )
( 6 ) ما را برانگيزند ؟ ( صو )
( 7 ) يك بانگ باشد يكى است همانگاه ايشان همى نگرند . ( صو )
( 8 ) روز پاداش است . ( صو )
( 9 ) اين روز جدا كردن يعنى روز حكم كردنست . ( صو )
( 10 ) گرد آريد . ( صو )
( 11 ) و ياران . ( صو )
( 12 ) و باز داريدشان كه . ( صو )