تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1519

مساهمون:

ص١٥١٩
41 - ايشانند كه ايشانراست روزى شناخته 42 - ميوه‌ها و ايشان گرامى كردگانند « 1 » 43 - اندر بهشت با نعمت 44 - بر تختها رو يا روى 45 - مىگردانند برايشان بجامها از چشمه 46 - سپيد بمزه خورندگان را « 2 » 47 - كه نيست اندران درد شكمى و نه ايشان ازان مست شوند 48 - و نزديك ايشانست فرو دارندگان چشم بزرگ چشمانى « 3 » 49 - گواى ايشان بسپيدى چون خايه مرغ در صدف « 4 » 50 - پيش آيند برخى از ايشان بر برخى و مىپرسند يك ديگر را 51 - گفت گوينده‌اى از ايشان كه : بود مرا يارى 52 - گويد او : توى از راست كردگان « 5 » 53 - آيا بميريم و باشيم خاكى و استخوانى ما شمار كردگانيم ؟ « 6 » 54 - گفت : هستيد شما ديدور شوندگان ؟ 55 - و ديدور شد پس بديد او اندر راستى دوزخ « 7 » 56 - گفت كه : خداى اگر خواستى كه تباه كنى « 8 » مرا 57 - و اگر نه نعمت خداى استى باشمى از بجاى آوردگان « 9 »
هامش
( 1 ) روزى دانسته و ايشان نواختگان باشند . ( صو ) ( 2 ) سپيد بامزه . ( صو ) ( 3 ) كنيزكان چشم خوابندگان . يعنى كسى ناديد ايشان را . ( صو ) قاصرات الطرف . ( 4 ) پندارى خايه اندر پوست . ( صو ) ( 5 ) من آنم كه بود مرا يارى . همى گفت تو از استوار دارندگانى . ( صو ) ( 6 ) ما را پاداش دهند . ( صو ) ( 7 ) گفت خواهيد شما تا به بينيد ؟ بنگرست بديد آن دوست را در ميان دوزخ . ( صو ) ( 8 ) گفت بخداى كه خواستى كه هلاك كنى . ( صو ) ( 9 ) بودمى از آورندگان به عذاب . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1519 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى