ترجمة سورة الجاثية « 1 »
و اين سوره الجاثيه هم مكّى است و اندر آن وقت فرو آمدست كه اهل مكّه از پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم حجّتها و برهانها همى خواستند تا بدانند كه او پيغامبر خداى است .
پس خداى عزّ و جل اين سورت را بفرستاد و گفت كه ايشان را حجّت بيشتر از آفريدن اين آسمانها و زمين نبايد تا بدانند كه اين را چگونه آفريدهام ، و گردانيدن سال و ماه و باد و ميغ و تابستان و زمستان و گرما و سرما و روزگار و زمانه .
پس آن گه بتن خويشتن اندر نگرند تا من چگونه بيافريدم ايشان را از گل و نطفه - و نطفه آب مرد و آن زن باشد كه بهم گرد آيد آن گه آن را نطفه خوانند - « 2 » پس گفت كه شما بتن خويش اندر نگاه كنيد كه من شما را چگونه بيافريدهام و اين اندامهاى شما همه فرمان بردار شما گردانيدم .
اين همه بدانستند و معلوم خويش گردانيدند و هم نمىگرويدند .
پس گفتند كه ما چنان خواهيم كه بدانيم كه تو رسول خدايى و راست همى گويى كه بگو اى تا اين ماه به دو نيمه شود ، يك نيمه بمشرق فرو شود و ديگر نيمه به مغرب ، و اين همه بقدرت حق تعالى سخت آسان باشد .
پس رسول صلّى اللَّه عليه و سلّم بانگشت اشارت بماهتاب كرد ، و ماه تاب به دو نيمه گشت بفرمان خداى عزّ و جلّ ، و يك نيمه بمشرق فرو شد و ديگر نيمه به مغرب ، و معجزاتى چنان بديدند و آن « 3 » بدبختان هم بنگرويدند . و
هامش
( 1 ) ترجمة الجاثيه . ( صو )
( 2 ) و چون آب مرد يا آب زن تنها باشد آن شهوت خوانند . ( صو )
( 3 ) [ چند كلمه در متن خوانده نمىشود ]