تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1666

مساهمون:

ص١٦٦٦
و بعد ازان ياران با پيغامبر عليه السّلم گفتند كه يا رسول اللَّه مادر اين مكّه زندگانى نتوانيم كردن كه سخت رنج مىدارند و روى اندر جهان بخواهيم نهاد كه رويم ، تا مگر از دست اين قوم برهيم كه ما طاقت اين جور و جفاى ايشان نداريم ، و يا دستورى دهى تا با ايشان حرب كنيم و داد خويش از ايشان بستانيم . و رسول را صلّى اللَّه عليه هنوز دستورى حرب كردن با ايشان نيامده بود از خداى عزّ و جلّ ، و او نيز دستورى حرب كردن با ايشان نداد . و گفت كه اكنون اگر چنين است و بخواهيد رفت بايد كه بحبشه رويد . تا آن وقت كه خداى عزّ و جلّ خود چه فرمايد . پس ايشان برخاستند و روى بحبشه نهادند . و چون بحبشه رسيدند پيش نجاشى رفتند كه ملك حبشه بود . و اين قصهء ياران و نجاشى ، و رفتن ايشان پيش او اندرين كتاب به چند جايگاه گفته آمدست بشرح ، و اندرين جايگاه اين مقدار تمام است . و اين سورة الزّخرف اندران « 1 » وقت آمد بپيغامبر صلّى اللَّه عليه و گفت : حم . و الكتاب المبين . گفت به حكم « 2 » من و بملك من و بدين قرآن پيدا كرده كه ما او را كرديم قرآنى تازى تا مگر شما بدانيد . و اين قرآن اندر لوح محفوظ نوشته است ، و از آنجا وحى همى آيد بپيغامبر عليه السّلم ، و جبريل عليه السّلم همى آورد پيش او ، و پيغامبر عليه السّلم نه از بر خويش همى گويد كه اين ما همى فرستيم به زبان جبريل ، و اگر شما بدين قران و محمّد بنگرويد جايگاه شما دوزخ است . و السّلم .
هامش
( 1 ) بدين . ( صو ) ( 2 ) حلم . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1666 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى