76 - و نه ستم كرديم « 1 » برايشان و لكن بودند ايشان ستم كاران
77 - و آواز دهند كه : اى مالك تا بگزارد « 2 » بر ما خداى تو . و گويد مالك كه : شما اندرين درنگ كنندگانيد
78 - و بدرستى كه آورديم بشما براستى ، و لكن بيشترين شما حق را دشخوار داريد « 3 »
79 - يا بسازند كارى و ما سازندهايم « 4 »
80 - يا مىپندارند كه ما نشنويم پنهانى ايشان و آشكاراى « 5 » ايشان ؟
بلى ، كه رسولان ما نزديك « 6 » ايشان مىنبيسند
81 - بگوى : اگر بود خداى را فرزند منم نخستين پرستندگان « 7 »
82 - پاك است خداى آسمان هفت گانه و زمين خداوند عرش از آنچه مىصفت كنند
83 - بگذار ايشان را تا گفت و گوى كنند « 8 » و بازى كنند تا برسند بدان روز آنكه ايشان را بدان وعده كردهاند
84 - و اوست آنكه اندر آسمانها خدايست و اندر زمين خدايست ، و اوست با حكمت و دانا
85 - و ببركة « 9 » است آنكه او راست پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه ميان آنست « 10 » و نزديك اوست دانستن رستخيز و سوى او باز گردانندتان
86 - و نه پادشاهى دارند آن كسها كه مىخوانند از فرود او
هامش
( 1 ) و بيداد نكرديم . ( صو )
( 2 ) يا مالك دعا كن تا براند . ( صو )
( 3 ) مر حق را ناخواهان بوديد . ( صو )
( 4 ) يا استوار كردند كارى ما استوار كرديم . ( صو )
( 5 ) و نشان ايشان . ( صو )
( 6 ) و فرستادگان ما يعنى فرشتگان نزد . ( صو )
( 7 ) من نخستين ننگ و رانم . ( صو )
( 8 ) دست بدار ايشان را تا فسوس كنند .
( صو )
( 9 ) و با بركه است . ( صو )
( 10 ) آن دو است . ( صو )