كرديم ايشان را همه
56 - و كرديم ايشان را گذشتهاى و داستانى ديگران را « 1 »
57 - و چون بزدند پسر مريم را داستانى كه چون گروه تو از آن مىبرگردند « 2 »
58 - و گفتند : آيا خداى ما بهتر يا او ؟ نه زدند او را ترا « 3 » مگر پيكارى ، نه كه ايشان گروهى پيكار كنندگاناند
59 - نيست اين مگر بندهاى نعمت كرديم بر او و كرديم او را رهنماى فرزندان « 4 » يعقوب را
60 - و اگر خواهيم كنيم از شما فريشتگان اندر زمين از پس روانند « 5 »
61 - و او دانشيست رستخيز مكنيد گمانمندى بدان و پس روى كنيد « 6 » مرا ، كه اينست راه راست
62 - و مه گر داناد شما را ديو كه او شما را دشمنى است هويدا
63 - و چون آمد عيسى بپيدائيها گفت : بدرستى كه آوردم بشما حكمة ، « 7 » تا پديد كنم شما را برخى از آنچه خلاف مىكنيد اندران ، بترسيد از خداى عزّ و جلّ و فرمان بريد مرا
64 - حقّا كه خداى عزّ و جلّ اوست خداوند من و خداوند شما
هامش
( 1 ) و بكرديم شان پيش رفتگان و عبرتى و پندى مر سپس آيندگان را . ( صو )
( 2 ) و چون بزدند پسر مريم را مثلى همانگاه گروه تو از وى روى همى بگردانيدند .
( صو )
( 3 ) نزدند اين مثل مر ترا . ( صو )
( 4 ) نيست وى - يعنى عيسى - مگر بندهء كه نيكويى كرديم بر وى و بكرديم ورا عبرتى و پندى مر پسران . ( صو )
( 5 ) و اگر بخواستيمى بكرديمى از شما فريشتگان اندر زمين سپس آمدندى . ( صو )
( 6 ) و اين دانشى است مر رستخيز را به شك مشويد اندر وى ، و بدم رويد . ( صو )
( 7 ) سخن صواب . ( صو )