تا مگر شما راه يابيد
11 - و آنك فرو فرستاد از آسمان آبى به اندازه برانگيختيم بدان شهرى را مرده ، « 1 » همچنين بيرون آرندتان
12 - و آنك بيافريد جفتها « 2 » همه ، و كرد شما را از كشتيها و چهارپايان آنچه بر نشينيد
13 - تا راست شويد « 3 » بر پشتهاى ايشان ، پس ياد كنيد نعمت خداى شما چون راست ايستيد بران ؛ و بگوييد كه : پاك است آن خداى كه رام كرد ما را اين و نه بوديم ما آن را توانا
14 - و ما بسوى خداى ما باز گردندگانيم
15 - و كردند او را از بندگان او بعضى ، حقّا كه مردمان ناسپاساند هويدا « 4 »
16 - يا بگرفت از آنچه بيافريد دختران و برگزيد شما را به پسران ؟ « 5 »
17 - و چون بشارت دهند يكى را از ايشان بد آنچه زد خداى را داستانى ، گردد روى او سياه و او بر گرمى نشسته « 6 »
18 - يا آن كس كه بر آرند « 7 » اندر پيرايه و او اندر پيكار كردن ناپديد ؟
19 - و كردند « 8 » فريشتگان را آن كسها كه ايشان بندگان خدايند
هامش
( 1 ) زنده گردانيديم بوى زمين مرده را . ( صو )
( 2 ) جفتها يا گونها . ( صو )
( 3 ) تا راست ايستيد . ( صو )
( 4 ) و بكردند يعنى بگفتند - مر او را از بندگان وى بهرهء كه مردم هست ناسپاس دارى پيدا . ( صو )
( 5 ) پسران . ( صو )
( 6 ) و چون مژده دهند يكى از شما بدانچه بزد - يعنى بگفت مر خداى را مثلى همه روز باشد روى وى سياه گشته و وى غم و خشم فرو خورده . ( صو )
( 7 ) كه برآيد . ( صو )
( 8 ) گفتند . ( صو )