با هود پيغامبر عليه السّلم مناظره كردست ، و هود او را گفت كه بخداى من ايمان بياور تا ترا در بهشت كند . شدّاد از او پرسيد كه بهشت چه باشد . هود صفت بهشت او را بكرد . شدّاد گفت كه من خود بهشتى كه تو صفت مىكنى بكنم . و پس بفرمود و آن بهشت بكرد اندر دنيا ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ . الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ
. « 1 » و جهان را از درم و دينار پاك كرد ، و جمله اندران بهشت صرف كرد ، و جمله جهان از درم و دينار بدان روزگار او چنان گشته بود كه اشترى با عمارى بيك درم سيم بر من يزيد بودى « 2 » و هيچ كس يك درم سيم نداشتى كه ببهاى آن دادى و هيچ كس نخريدى .
و اما آنچه پرسيدند كه اوّل كسى كبودست كه در دنيا خون ناحق ريخت . گفت كه قابيل بوده است پسر آدم كه برادر خويش هابيل را بكشت . و اول خونى كه در دنيا بر زمين ريختند خون هابيل بود .
و آتش پرستيدن هم نخست رسم آن از قابيل بود كه ابليس او را گفته بود كه آتش را سجده كن ، كه از بهر آن بود كه آتش فرمان تو نبرد و قربان تو نسوخت و آن هابيل بسوخت كه هابيل او را سجده كردى و تو او را سجده نمىكردى . اكنون اگر خواهى كه آتش فرمان بردار تو گردد تو نيز او را سجده كن . و پس او آتش را سجده كرد . و اول كسى او بود كه آتش پرستيد .
و اما آنچه پرسيدند كه اول كس كه بود كه شراب مست كننده خورد . اول كسى كه شراب مست كننده خورد هم قابيل بود ، و هم ابليس او را اندر آموخته بود .
و اوّل كسى كه رسم بت پرستيدن آورد جمشيد بود .
هامش
( 1 ) الفجر 8 - 7
( 2 ) بيك درم من يزيد كردند . ( صو )