آرى ، و لكن سزا شد سخن عذاب بر كافران « 1 »
72 - گويند اندر شويد بدرهاى دوزخ جاودان اندر آنجا ، بدست جايگاه بزرگ منشان
73 - و ببرند آن كسها را كه ترسيد كاران باشند از خداى ايشان سوى بهشت گروه گروه ، تا كه بيايند بدانجا و گشاده شود درهاى آن ، و گويند ايشان را دربانان آن كه : سلام باد بر شما ، خوش شديد ، اندر شويد اندر آنجا هميشگان « 2 »
74 - و گويند سپاس خداى را آنك راست كرد ما را وعدهء او ، و ميراث داد ما را زمين « 3 » و جاى گيريم از بهشت هر كجا خواهيم ، و سخت نيكوست مزد كاركنان
75 - و بينى فريشتگان را گرد اندر آيندگان از گرداگرد عرش و تسبيح مىكنند بسپاس خداوند ايشان ، و بگزارد ميان ايشان براستى گويند : سپاس خداى را خداوند جهانيان
ترجمة سورة الزّمر
و اين سورة الزّمر مكّى است « 4 » و اندرين سورة هيچ قصّهء پيغامبران نيست ، و لكن قصّهء امير المؤمنين ابو بكر الصدّيق رضى اللَّه عنه است ، و اسلام او ، و ثناهاى نيكو او ، و ستايش او ، و ثوابها كه خداى عزّ و جلّ او را نهاده
هامش
( 1 ) و بيم همى كردند شما را از رسيدن امروز شما اين ؟ گويند آرى . وليك واجب گشت سخن - يعنى وعدهء عذاب - بر ناگرويدگان . ( صو )
( 2 ) تا چون برسند آنجا و گشاده شود درهاى بهشت و گويند مر ايشان را نگاه بانان بهشت درود بر شما خوش باديد اندر شويد اندر آنجا جاويدان . ( صو )
( 3 ) يعنى زمين بهشت . ( صو )
( 4 ) و به مكه فرو آمدست . ( صو )