تو بودند كه اگر انباز گيرى تباه « 1 » شود كار تو و باشى تو از زيان كاران
66 - بل كه « 2 » خداى را بپرست و باش از سپاس داران و شاكران
67 - و نه اندازه كردند خداى را سزاى اندازهء او ، و زمين جمله در قبضهء قدرت اوست روز قيامه ، و آسمانها در پيچيده بر است او ، « 3 » پاك است او و برتر است از آنچه مىنباز گيرند !
68 - و دميده شود اندر صور و بىهوش شوند آنك « 4 » اندر آسمانها و آنك اندر زميناند مگر آنك خواهد خداى ، پس بدمند اندران ديگر بار پس همچنين ايشان ايستادگان باشند و مىنگرند « 5 »
69 - و بتابد زمين بروشنايى خداوند آن ، « 6 » و نهاده شود نامه ، و بيارند پيغامبران را و گواهان را ، و بگزارند « 7 » ميان ايشان براستى ، و ايشان نه ستم كنند
70 - و تمام بدهند هر تنى را آنچه كرده باشد ، و او داناست بدانچه كرده باشند و مىكنند
71 - و ببرند آن كسان را كه كافر بوده باشند « 8 » سوى دوزخ گروه گروه ، تا چون آيند بدانجا بگشايند « 9 » درهاى آن ، و گويند ايشان را دربانان آن « 10 » كه : آيا نيامد بشما پيغامبران از شما ، و مىخواندند بر شما آيتهاى خداى شما ، و بيم كردند شما را بديدن روز شما اين ؟ گويند :
هامش
( 1 ) نيست . ( صو )
( 2 ) نه كه . ( صو )
( 3 ) و بزرگ نداشتند خداى را سزاى بزرگ داشتن وى ، و زمين همه اندر حكم و ملك وى باشند روز رستخيز ، و آسمانها نوشته گردد بسوگند وى . ( صو )
( 4 ) بميرند هر كه . ( صو )
( 5 ) باز دميده شود اندر وى ديگر باره همانگاه ايشان ايستاده باشند همى نگرند - يعنى همى پايند شما را . ( صو )
( 6 ) و روشن گردد زمين بروشنايى خداوند خويش يعنى بعدل وى . ( صو )
( 7 ) و حكم رانده شود . ( صو )
( 8 ) و برانند بخوارى آن كسها كه نگرويدند . ( صو )
( 9 ) گشاده شود . ( صو )
( 10 ) نگاهبانان دوزخ . ( صو )