حيلهء اوست ، گذشته از اين گاهى از اوقات برخى از اهل علم به بند حيله شيطان گرفتار گردد ، با خويشتن چنين پيمان بندد اگر داناترى از من پيدا شود كه راه خدا را بمردم آموزد ، از جهت من بهتر و فرح و سرور من بيشتر خواهد بود ، البته اين سخنان كه در كانون او صورت ميگيرد پيش از تجربه و آزمايش و وقوع امر مىباشد چه نفس آدمى دربارهء پيمان اينگونه امور به آسانى رام گرديده و تن درميدهد همينكه آنكس پيدا شد و پرچم سرپرستى بدست گرفت حالش دگرگون شود و آنچه در خاطرش گذشته به كلى فراموش كند ، و حاضر نيست پارهء از آن انديشهاى قبلى را عملى سازد ، مگر آنكس را كه خداحافظ و نگهبان اوست ، اينگونه امور را همگان ندانند مگر آنها كه با مكر و و حيلهء نفس سرو كار داشته ، و مدتها در تعقيب آزمايش نفس برآمده و به طور كلى نبض نفس را بدست آورده و مقصودش را ملتفت گرديدهاند .
راه علاج امور مهلكه
در نتيجه كسى كه اينگونه امور را درباره خود احساس كند ، هرچه زودتر بايد از ارباب قلوب و اساتيد فن ، راه علاج را بدست آورد و خود را نجات بخشد ، و اگر احيانا دسترسى به آنها پيدا نكرد و جديتش در اين راه بىثمر ماند از كتبى كه در اين بيماريهاى مهلك نوشته شده به زودى امراض روحى خود را مداوا نمايد ، و اگر از هر دو طرف تهىدست مانده و جز خبر ، اثر ديگرى باقى نيست ، از خداى متعالى ، راه اعانت و يارى را خواستار شود ، و اگر از اين راه هم درمانده و عاجز مىباشد بايد گوشه نشينى و عزلت گزيند ، و در طلب خمول و گمنامى برآيد ، و هرگاه مورد سؤال قرار گيرد ، مردم را از خود دفاع كند ، مگر كه راه تعلم و دانش براى او مهيا گردد و درب سعادت معرفة برويش گشاده شود ،