دانش از نظر عمل
دومين - امرى كه پس از فرض اخلاص در عمل بر معلم و متعلم فرض مىباشد قسمة « 1 » عمل كردن و به كار بستن دانشى است كه فراگرفتهاند ، چه بر شخص خردمند لازم است آنچه را فراميگيرد به كار بندد ، كه گفتهاند : اهتمام شخص خردمند به رعايت عمل است ، و آدم جاهل پابند استماع روايت از حضرت امير عليه السّلام مرويست كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرموده : علماء دو دستهاند ، دستهء عالم و دانشمند كه بعلم خود عمل ميكنند اينان ناجى و رستگارند ، و ديگران تارك عملاند ايشان هالكند و همانا اهل آتش متأذى هستند از بوى گند مرد عالمى كه : بوظيفهء علمى خود عمل ننمايد ، و سختترين مردم از نظر حسرت و پشيمانى در روز قيامت ، مرديست كه : بندهء را بسوى خدا بخواند و او سخنش را بپذيرد و راه خداى پيشه نمايد و طبق دستور او باطاعة كردگار عالم قيام كند روز جزا او را به بهشت برند ، و آن بيچاره بر اثر ترك عمل و پيروى از هواى نفس و بسيارى امل و آرزو بدوزخ خرامد ، اما پيروى از هواى نفس از راه حق جلوگيرى كند ، و درازى آرزو موجب فراموشى آخرت گردد .
حضرت ابو عبد اللّه عليه السّلام فرمود - عالمى كه بعلمش عمل ننمايد ،
هامش
( 1 ) تلميذ بىارادت عاشق بىزر است ، و روندهء بىمعرفة مرغ بىپر ، و عالم بيعمل درخت بىبر ، و زاهد بىعلم خانهء بىدر . سعدى .يك نصيحة ز سر صدق جهانى ارزد * مشنو ، ار در سخنم فائده جانى نيست
حاصل عمر تلف كرده و ايام بلهو * گذرانيده بجز حيف و پشيمانى نيست
سعديا گرچه سخندان و مصالح گوئى * به عمل كار برآيد بسخندانى نيست
تا بخرمن برسد كشت اميدى كه تراست * چاره كار بجز ديده بارانى نيست