حاضر نشوند جز اينكه يكى از آنها مستوجب بيزارى و لعنت گردد ، چه بسا هست هر دو شايستهء چنين لعنى هستند ، معتب « 1 » عرض كرد فدايت گردم البته اين مرد ستمگر است آن ديگر كه ستم كشيده و مظلوم است چه گناهى دارد ؟ فرمود زيرا او ، برادر خود را بوصال خويش نميخواند و خشم او را فرونميبرد و از گفتهء كه عليه او تمامشده روگردان نميشود .
از پدرم عليه السّلام شنيدم كه فرمود هرگاه دو نفر با يكديگر نزاع كنند كه در نتيجه يكى از اين دو منفور ديگرى قرار گيرد و از آن طرف شخص مظلوم بجانب دوست ظالم خود متوجه شود و از جهت رفع نگرانى و دورى بگويد ، اى برادر ، من ستمگرم نه تو ، خداى متعال از راه عدالت حكومت فرمايد و حق مظلوم را از ظالم بگيرد .
زراره از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : همانا شيطان ميان مؤمنان اعزاء و تهييج مىكند تا وقتىكه دست از دينشان برندارند و چون از دين خود انحراف پيدا كردند وى به پشت بخوابد و تمديد اعضاء كند و بگويد : اكنون هنگام آسايش و رستگارى من است در نتيجه حضرت فرمود خدا بيامرزد مردى كه ميان دو دوست ما مهربانى برقرار سازد اى گروه پيروان ما ، ميان برادران خود الفت و مهربانى برقرار كنيد
ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده : پيوسته دو مرد مسلمان كه از يكديگر هجران نموده و به جدائى بسر مىبرند شيطان خرسند و فرحناك مىباشد و چون با يكديگر ملاقات نمودند و دوستى سابق را برقرار داشتند زانوهاى شيطان كندى كند به طورىكه بر زمين قرار نگيرد و رك و پيوندش از هم گسيخته شود و فرياد زند واى بر من آنچه از ثبور و ويل نصيب من گرديد .
هامش
( 1 ) معتب وكيل خرج منزل حضرت امام صادق ع بوده .