تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
و امثال اين كلمات كه طبق مقتضى حال و مصلحت بايد بنويسد . بخش چهارم - در احكام مستفتى و آداب و صفت اوست كه در طى چند مسئلهء خاتمه مييابد .

[ آداب مستفتى ]

مستفتى كيست و تقليد كدام است ؟

اول - در صفت شخص مستفتى . هركسى كه برتبهء مفتى جامع شرائط نرسيده باشد و احكام محتاج بها خود را بپرسد او را مستفتى گويند ، و از او بعامى تعبير كنند ، گرچه از افاضل عصر بشمار رود . بلكه چه‌بسا هست در علوم ديگرى كه مربوط بافتاء نباشد از مفتى اعلم باشد ، زيرا كه عامى اصطلاحى ، در مقابل خاصهء كه بهر معنى تعبير كنى مىباشد ، بنابراين در اين مبحث مراد از خاص را مجتهدان دانيم و منظور از عام را كسى كه غير ايشان باشد و او را مقلد ( بكسر ) خوانند . تقليد : عبارت است از پذيرفتن گفتهء كسى كه خطا ، بر او تجويز شده البته پذيرائى گفته او بقسمى باشد كه بيدليل قبول گردد و بوجه صواب در محل اجراء گذارند . تقليد بر وزن تفعيل از ماده قلاده ( گردن‌بند ) مىباشد ، گويا مفتى و مجتهد معتقدات از احكام را مانند قلادهء قرار ميدهد و بر گردن كسانى كه از او پيروى مينمايند مىنهد ، بر هر مستفتى كه خواهان فتوى مىباشد لازمست هرگاه حادثهء براى او پيش‌آمد كرد ، دانستن حكمش را فرض شمارد ، و هرگاه در شهر خود كسى را كه از او استفتا كند پيدا نكرد واجب است بجانب كسى كه از او اخذ فتوى بايد بكند كوچ نمايد گرچه محل او دور باشد .