مجتهد از نظر دو حادثه متشابه
چهارم - هرگاه در باب حادثهء فتوى داد و از آن طرف نظير او نيز اتفاق افتاد اگر فتوى اولى را با دليلش متذكر است بىتأمل در باب دومى نيز فتوا بدهد ، و اگر فتوى را در نظر دارد و از دليلش غفلت كرده و هنوز موضوعى كه موجب رجوع مفتى گردد عارض نشده در جواز فتوا دادن به فتواى اول يا وجوب اعادهء اجتهاد دو قول است
همين معنى نيز در موضوع تجديد طلب در باب تيمم يا اجتهاد در باب قبله يا قضاوت قاضى كه به اجتهاد خود عمل كند و مسئلهء رخ دهد محرز شده .
مجتهد و معدودى از الفاظ
پنجم - جائز نيست به الفاظى كه متعلق به ايمان و اقرار و وصيت و امثال آنها است فتوى دهد مگر مجتهدى كه همشهرى بالافظ يا به منظور و نجواى آنها متوجه بوده كه تنها از نظر آگهى و تنبيه به همان نحو فتوى دهد زيرا وقوع اين معنى از جمله امور مهمه است .
كيفيت افتاء
بخش سوم - در آداب فتوى و اين بخش ضمن چند مسئلهء بانجام ميرسد .
اول - شخص مفتى جواب مسئله را بطورى بيان كند كه اشكالى باقى نماند پس از اين ميتواند بجواب شفاهى اكتفا كند .
اگر مستفتى با زبان مفتى آشنائى ندارد و سخن او را نمىفهمد تنها ترجمه دو نفر عادل او را كفايت مىكند ، بعضى گفتهاند كه عدل واحد هم كافى است ، زيرا ترجمه از قبيل خبر است .
مفتى مىتواند پاسخ مسئله را درصورتىكه از خطر مأمون نباشد بنويسد .