تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
خودش محقق شده استوار باشد و از راه علم كلام ، معرفت بصانع و صفات او كه علت تماميت ايمان و پيغمبرى و امامت و معاد است معرفت پيدا كند ، و علومى كه مرجوع اليهاى ادله و براهين است از قبيل نحو ، صرف ، لغت ، شرائط حد ، برهان و غير آنها را بداند ، و همچنين اصول الفقه و آيات متعلقه به احكام شرعيه و متعلق بهاى آن آيات و علم الحديث از نظر متن و اسناد اگرچه بر اثر اصل صحيحى باشد ، كه هنگام احتياج به او مراجعه كند فرابگيرد . مفتى مواضعى كه مورد اختلاف يا اتفاق است بداند و به اين معنا متوجه باشد در مسئلهء كه فتوى ميدهد بر خلاف اجماع نباشد ، بلكه علم حاصل كند كه فتوايش با بعضى از متقدمين موافق است يا لااقل ظن حاصل كند كه مسئله از جمله مسائلى است كه محل بحث گذشتگان قرار نگرفته و در آن عصر يا قريب بعصر آنها مورد گفتگو نبوده . مفتى بايد داراى ملكهء نفسانى و قوهء قدسى باشد تا بدين‌وسيله بتواند فروع را از اصول بدست آورد و هر قضيه را بالنسبه بادلهء كه مشابه با اوست ارجاع دهد . ناگفته نماند شرائط مذكور فوق كه بطور اجمال از نظر شما گذشت شرائط مفتى مطلقى است كه خود شخصا بامر فتوى اشتغال دارد و تفصيل اين شرائط منوط باصول الفقه است . و از آنجا كه شرائط مذكور در وجود شخصى ظاهر گرديد ، بر او لازم است كه در هر مسئلهء فقهى فرعى كه مورد احتياج يا پرسش قرار گرفته احكام او را با دليل تفصيلى بيان كند ، در نتيجه در حق چنين شخصى تجويز نشده كه هنگام افتاء براى خود يا ديگران ، از مجتهد ديگرى تقليد كند . و وقت آن را داشته كه همان مسئلهء را با فراغت بال و ارجاع