پرسيدند اثبات كن و پاسخ گو ، زيرا در هيچ مجلسى شخصى بموقعيت كنونى تو نديدهام ، قاسم گفت سوگند به خدا اگر زبان مرا ببرند دوستتر دارم تا آنچه را نميدانم پاسخ دهم .
از حسن بن شرفشاه « 1 » استرابادى نقل است كه روزى زنى بر او وارد شد مسائل مشكلى از حيض از او پرسيد ، وى از پاسخ آنها درمانده شد .
زن گفت با آنكه كنار عمامهات بميانت رسيده ( گنده شده ) از پاسخ من درماندى .
گفت اى خاله هرگاه ميدانستم كه هر مسئلهء را از من ميپرسند طرف عمامهام بشاخ گاو ميرسيد .
بارى گفتار دانشمندان در اين خصوص بىشمار است ، ما اكنون آن اندازهء كه لازم است مقدمهء اين بحث را بخاتمه رسانيم ، اكتفا نموده و شروع ميكنيم در بخشهائى كه باب دوم از كتاب را به آنها توزيع نمودهايم
آداب مفتى
بخش اول - در باب اموريست كه در حق هر شخص مفتى اعتبار شده .
بديهى است نخستين شرط هر مفتى آنست كه مسلمان و مكلف و عادل و فقيه باشد
فقاهت او آن هنگام مسلم است كه : در باب احكام شرعيه و استنباط از ادلهء تفصيليهء كتاب و سنت و اجماع و عقل و ساير شرائطى كه در محل
هامش
( 1 ) سيد ابو محمد ، ركن الدين حسن بن محمد بن شرفشاه علوى استرابادى از دانشمندان عصر و خواص شاگردان خواجه نصير الدين طوسى ره بوده ، كتبى بيادگار گزارده مانند ، منهج الشيعه كه بنام اويس بهادر خان نگارش داده و شرحى بر كتاب قواعد مرحوم استادش فخر المحققين استاد الحكماء و المتألهين خواجه نصير الدين نوشته ، مولانا در تبريز درگذشته و همانجا مدفون شده .