يكى از گذشتگان گفته : كسى كه در خوارى تعلم بردبار نباشد همواره در كورى نادانى بماند ، و كسى كه شكيبائى ورزد ارجمندى دو سرا بهره برد .
از آن جمله حديث مشهورى است كه ابن عباس گفت : در حين دانش پژوهى خوار بودم و چون دانش آموختم بزرگوار شدم ، تا آنكه دانايان به فرا گرفتن از من آماده گرديدند .
ديگرى گفته مثل كسى كه بر شخص دانشمند خشمگين شود مثل آنكس است كه بر ستونهاى مسجد جامعى غيظ گيرد .
كسى به سفير اين عنيه گفت مردمى از اقطار عالم براى استفاده از محضر تو به خدمت تو ميآيند بر اثر خشم و ستمى كه از تو مشاهده مىشود نزديك است كه از اطراف تو پراكنده شوند و ترا واگذارند ، گفت اينان مردمى احمقند ، زيرا مانند تو بر اثر خشم و غضب واميگذارند آنچه را بسود آنها تمام مىشود . شاعرى سروده
اصبر لدائك ان جفاك طبيبه * و اصبر لجهلك ان جفاك معلما
اگر از پزشك ستمى ديدى و رنجى كشيدى براى بهبودى بيمارى خود شكيا باش ، و اگر ايذائى « 1 » از آموزگار مشاهده كردى ، براى رفع نادانى بردبارى پيشه كن ،
مردم نيكوكار از گذشتگان را با اساتيد خود داستانهائيست كه اگر به ، يادآورى همهء آنها بپردازيم گفتار ما بدرازى انجامد .
هامش
( 1 )پادشاهى پسر بمكتب داد * لوح سيمينش در كنار نهاد
بر سر لوح او نوشته بزر * جور استاد به ز مهر پدرسعدى