ايجاب مىكند كه بسيارى از فوائد علم فوت شود و مردم از دانشآموزى برى گردند ، با اينكه اميدواريم شخصى كه اندكى با علم خوى پيدا كند در تصحيح نيت خود بكوشد و راه سعادت را دريابد .
بعضى گويند : ما دانش را براى غير خدا ميجستم دانش نپذيرفت كه براى غير خدا آموخته شود . منظور اينست كه عاقبتالامر دانشى كه براى غير خدا فراگرفته شده بود براى خدا گرديد . و از حسن ( بصرى ) نقل است مردمى در طلب علم برآمدند ، و دانش را براى خدا و پاداشى كه نزد اوست نياموختند ، آنگاه پيوسته دانش همراه آنها بود تا آهنگ خدا و پاداش او نمودند .
ملخص آنكه آموزگار هرگاه فساد نيت محصل را مشاهده نمود بر او فرض است كه شاگرد را بر اثر موعظهء نيكو بجادهء حق بخواند و از زيان علم آموختهء براى غير خدا آگاه سازد ، و پيوسته اخبار واردهء در اين موضوع را بر او تلاوت كند تا شاگرد در تصحيح نيت خود بكوشد و اگر گفتار او مؤثر واقع نشد و از عمليات خويش نااميد گرديد . دانائى گفته كه او را به حال خود واگذارد و از آموزاندن علم شانه تهى كند ، زيرا جز كار شر نتيجهء ديگرى حاصل نشود ، به همين موضوع حضرت امير المؤمنين عليه السّلام اشاره فرموده كه مرواريدها را به گردن خوكان نيفكنيد
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : حضرت عيسى عليه السّلام هنگامى ميان بنى اسرائيل خطبهء قرائت و در ذيل گفتارش فرمود . حكمة را بمردم نادان نياموزيد كه به آنها ستم نمودهايد و از اهلش باز مداريد كه ظلم كردهايد .
شاعرى سروده .
فمن منح الجهال علما اضاعه * و من منع المستوجبين فقد ظلم
كسى كه علم را بمردم نادان آموزد در تضييع علم قدم برداشته ، و شخصى