تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
مىكنند ، هرگاه هيئة خود را نيكو سازد ، و احوال خود را اصلاح نمايد ، و نفس خود را فروتن دارد ، و عمل خود را براى خدا خالص گرداند ، اوصاف او بديگر رعايا سرايت نموده و اخبار او در ميان مردم منتشر گردد و نظم و آرامش در احوال مردم آشكار شود ، و هرگاه چنين « 1 » نباشد ، مردم از رتبهء كه او دارا گرديده پست‌ترند تا چه رسند كه موازى و مساوى با او باشند ، و چون او فاسد گردد موجب فساد نوع مردم باشد و اختلال نظام در ميان پديدار گردد ، و ترا از اين عملى كه بزه‌كارى بشمار آمده بازميدارم ، اى كاش هرگاه چنين عالمى ميمرد كارهاى او باطل ميگرديد ، و وزر و بال او محو ميشد ، با آنكه باقيست تا زمانى كه پيروان او در جهان پايدارند . بعضى از عرفاء گويند : عوام مردم پيوسته پست‌ترند از مردمى كه بزى اهل دانش درآمده‌اند هرگاه او پارسا و پرهيزگار و نيكو عمل باشد مردم عوام متلبس به كارهاى مباح شوند ، و هرگاه او مرتكب عمليات مباح شود ، مردم به شبهات سرگرم شوند ، و چون او بشبهات مشغول شود ، مردم ارتكاب حرام نمايند و چون حرام بجا آورد عوام مردم به كلى كافر شوند ، آرى گواه اين معنى بالعيان ظاهر است و نيازمند بنقل اعيان نيست ،

دانشمند و عفت نفس

امر پنجم - شخص دانشمند اصولا بايد عفيف النفس و عالى همت باشد تا بتواند از خدمت پادشاهان و دنياداران به‌پرهيزد ، و تا هنگامى كه راه فرار در نظر دارد بر آنان وارد نشود و اظهار دوستى ننمايد ، تا
هامش
( 1 )عام نادان پريشان روزگار * به ز دانشمند ناپرهيزگار كان بنا بينائى از راه اوفتاد * وين دو چشمش بود در چاه اوفتادسعدى