تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
چه كسى است كه بر اثر مصيبت و عظيمتى آهنگ من كند تا او را اميدوار سازم آرزوهاى بندگان نزد من نگه داشته شده ، چگونه ايشان به نگهدارى من خشنود نميباشند ، آسمانهاى من پر است از عدهء كه از تسبيح من رنجور نگردند ، همانا آنها را امر فرمودم ، در بهاى ميان من و بندگان مرا بگشايند ، چگونه مردم بقول من اطمينان نميكنند ، آيا نميدانى هركس زحمتى به دو رسد كسى جز من نتواند كشف رنج او نمايد ، مگر پس از استيذان از من ، چونست او را معرض از خويش مينگرم ! هنوز مرا نخوانده آنچه را بخواهد به او مىبخشايم ، چون از او گرفتم چرا از من نمىطلبد و از ديگرى خواهش دارد ، آيا مىبينى مرا كه پيش از سؤال عطا ميفرمايم ، چون مرا بخواند پاسخ نميدهم ! آيا من كينه ميورزم ، كه بنده‌ام مرا بخيل مىپندارد ، يا جود و بخشش از من نيست ، يا عفو و رحمة در كف با كفايت من نميباشد ، يا من جايگاه آرزوها نيستم ، كيست كه آرزوها را جز من كفايت نمايد ؟ آرزومندان ، نمىهراسند كه به غير من اميدوارند ! هر آينه اگر تمام اهل آسمان و زمين اميدوار دربار فيض من باشند ، و به هركس بخشش نمايم آنچه همگان از من خواسته‌اند ، از سلطنت و جهاندارى من به قدر يك عضو از ذرهء كاسته نشود ، چگونه كاسته گردد ملكى كه من پايدار او هستم ، اى اندوه بر كسانى كه از رحمت مأيوسند اى اندوه بر آنان كه مرا معصيت نمايند و در هراس از من نباشند . همين حديث را شيخ مبرور كلينى بسند ديگر از سعيد بن عبد الرحمن نقل كرده ، و در آخر حديث است عرض كردم يا ابن رسول اللّه اين حديث را براى من املا بفرمائيد چون املاء كرد عرضه داشتم سوگند به خدا پس از اين حاجتى از او نه‌طلبم . آرى كافيست ترا همين كلام جليلى كه : نور او از مطالع نبوت