بزرگ جلوه داده ، و موقعيت علم را از چشم مردم بردهاند ، در اين باب اخبارى كه سبق ذكر يافت شنيدى .
چنان كه پيمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود فقهاء امينهاى پيمبرانند تا وارد صحنهء دنيا نشوند كسى پرسيد يا رسول اللّه چه چيز ايجاب مىكند كه آنها وارد اجتماعات دنيوى شوند ؟ فرمود : پيروى شاه و حكمران زمان ، هرگاه چنين كردند اين مردم را بر دين خود متضرر بدانيد ، و جز او از احاديث و روايات ديگر .
ناگفته نماند پيروى از سلطان كه مذموم بشمار آمد بهر قسم كه صورة وقوع يابد مراد نيست ، بلكه تبعيت مذموم همانست كه وسيله و مقدمهء بلندى مقام و رتبهء بر همسران و بزرگى جاه و مقدار و دوستى دنيا و رياست و غير آنها بوده باشد ، آرى اگر اين استيناس و آمد و و رفت با سلطان ايجاب كند كه نظام اجتماعى همنوعان ترتيب داده شود و اعلاء كلمهء دين و ترويج از حق و برانداختن بدعةگذاران در دين و امر بمعروف و نهى از منكر و غير اينها صورة عمل به خود گيرد و شاه با آغوش گشاده از اينگونه امور استقبال نمايد از بهترين اعمال است ، تا چه رسد كه ترخيص در اين آشنائى داده شود .
اين معنى مبنى است بر اينكه ميان اخبارى كه در مذمت مجالست با سلطان و اخبارى كه در ترخيص ايراد شده جمع كنيم و بثوت اين مدعا را اعلام نمائيم ، باضافه الفت گروهى از بزرگان دين مانند « 1 » على بن
هامش
( 1 ) على بن يقطين از بزرگان و مردان نامى عصر حضرت موسى بن جعفر ع بشمار ميرفته ، پدرش يقطين از اعاظم مدعيان بود ، مروان در طلب او برآمد ، يقطين بر خويشتن خائف شده فرار كرد ، على بن يقطين سال 124 هجرت در كوفه متولد شد ، مادرش او و برادرش را بعنوان فرار بمدينه برد ، و چون دولت هاشمى بقيه پاورقى صفحه بعد