( 1 ) هنگامى كه پسر زياد اين نامه را خواند تصديق كرده گفت آرى اين نامه مشفقانه و اندرز براى ماست و شايسته است مطابق با مضمون آن رفتار كرد .
شمر ذى الجوشن كه حضور داشت و احساس كرد پسر زياد تحت تأثير مضامين آن واقع شده گفت آيا سخنى كه پسر سعد از گفته حسين يادآورى كرده مىپذيرى با آنكه او اكنون بسرزمين تو فرود آمده و پهلوى تو واقع شده سوگند به خدا اگر از اين صوب عزيمت كند و دست در دست تو نگذارد او به نيرو نزديكتر و تو بناتوانى سزاوارترى اكنون بايد به هيچ وجه او را به خود وانگذارى و سستى از خود نشان ندهى و بايد او و يارانش را تحت رژيم خود درآورى و هر گاه او را عقوبت نمائى شايسته آنى و اگر درگذرى منتى بر او نهاده باشى .
پسر زياد گفت خوب انديشهء كردى و رأى بصواب دادى آنگاه گفت نامهء مرا به پسر سعد تسليم كن و بحسين ع پيشنهاد بده كه خود و يارانش تحت فرمان درآيند اگر پذيرفتند آنان را بدون هيچ گونه آسيبى بجانب من روانه كن و اگر از فرمان من خوددارى نمودند با آنان نبرد كن و همين معنى را با پسر سعد گفتگو بنما و بوى خاطر نشان ساخته كه بايد در صورت مخالفت با آنها بجنگد و اگر پسر سعد حاضر براى انجام فرمان من شد تو نيز از وى اطاعت كن و اگر مخالفت كرد به سپهدارى لشكر بر - خاسته و گردنش را بزن و سر او را براى من بفرست . و نامهء به اين مضمون براى پسر سعد نوشت .
من ترا نفرستادم تا از حسين پشتيبانى كرده و به او وعدهء سلامت و راحتى داده و از او در نزد من شفاعت كنى ، متوجه باش هر گاه حسين و يارانش تحت فرمان من درآمدند و تسليم شدند آنان را بىگزند بجانب ما روانه كن و اگر از اين معنى خوددارى كردند به آنها حمله بياور تا سرانجام ايشان را
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 438
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٣٨