رأى صائب و ثابت امير خرسند شده و آفرين گفته و انديشهء پاك او را تبريك مىگوئيم و اگر چنانچه ما معتقديم از پاسخ پرسشها درمانده شد حقيقت آنچه را بعرض رسانيدهايم ظاهر خواهد شد .
مأمون گفت هيچ گونه نگرانى در كار نيست هر وقتى كه مىخواهيد مىتوانيد براى انجام خواسته خود مقرر نمائيد .
نامبردگان از حضور مأمون خارج شده و بالاخره رأيشان بر اين قرار گرفت يحيى بن اكثم را كه در آن روزگار قاضى نامدارى بود و پرچم دانائى و اطلاعاتش همه جا در اهتزاز درآمده براى انجام ايده خود نامزد كنند و به او پيشنهاد نمايند كه يكى از مسائل مشكلهء لا جواب را كه معظم له را به زانو در - آورد از وى پرسش نمايد و به او وعده دادند هر گاه بتواند بر وى دست پيدا كند و اين بيچارگان را روسپيد سازد اموال نفيسه و گرانبهائى بوى تقديم نمايند .
پس از آنكه رأيشان بنامزدى نامبرده يك جهت شد بحضور مأمون بار يافته و از او درخواستند تا روزى را براى آزمايش و پاسخ پرسش يحيى معين كند .
مأمون روزى را معلوم كرده و عباسيها در آن روز با كمال خوشى كه يقين داشتند پيروزى با آنهاست همراه يحيى بحضور مأمون رسيدند .
مأمون براى احترام از حضرت ابو جعفر ع دستور داد تشكى به جهت آن حضرت گسترده و دو بالش بر روى آن قرار دادند و ابو جعفر آن روز كه پسر نه ساله و اندى بود حضور يافته و بر روى آن مسند قرار گرفت يحيى بن اكثم در برابر آن جناب نشست و ديگران در جاهاى خود نشستند و مأمون نيز در سريرى كه كنار مسند ابو جعفر انداخته شده بود نشست .
يحيى بمأمون گفت اجازه ميفرمائيد از ابو جعفر پرسشى بنمايم ؟ مأمون گفت از خود آن جناب اخذ اجازه كن .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 622
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٢٢