تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
خلافت چنانچه پيش از اين به اختيار حضرت رضا ع واگذار شده بود ، بدست فرزندش درآيد ، ( 1 ) به همين مناسبت بدست و پا افتادند و نزديكان مأمون بحضور وى رفته اظهار داشتند ترا به خدا سوگند از ارادهء كه كردهء و ميخواهى ابن الرضا را بهمسرى دخترت درآورى صرف نظر كن زيرا ما بيمناكيم هر گاه ارادهء تو لباس عمل به خود بپوشد امر خلافتى را كه خدا در اختيار ما گذارده از دست ما خارج شود و لباس عزت و ارجمندى كه مدتى بر اندام ما راست آمده در اندك وقتى از ما سلب گردد و تو ميدانى كه ما از زمان گذشته و آينده با خاندان على ع رابطهء خوبى نداشتيم و حتى خلفاء راشدين هم كه پيش از تو مقام خلافت را ( غاصبانه ) تصرف كرده بودند آنان را تبعيد ميكرده و در انظار مسلمانان كوچك و حقير جلوه ميدادند و ما از رويه‌اى كه با حضرت رضا ع نمودى و اختيارات ملك و ملت را به او سپردى سخت ناراحت بوديم تا خداى متعال مهم او را كفايت فرمود اينك از خدا بترس و ما را به اندوه و بلا مبتلا مكن و از ارادهء خود صرف نظر نما و دخترت را بيكى از خانوادهء خود كه صلاح بدانى و مورد علاقه و محبتت باشد تزويج كنى . مأمون كه كاملا بسخنان آنان گوش ميداد پاسخ داد ، اما اينكه شما با فرزندان ابو طالب رابطهء خوبى نداشتيد خودتان تيرگى در ميان خانوادهء عباس و ابو طالب ايجاد كرديد و اين شكاف دؤيت بدست خود شما پيدا شده و هر گاه منصفانه قضاوت نمائيد خواهيد فهميد كه آنان از شما سزاوارتر بمقام خلافت‌اند . و اما پيشينيان ما كه اسباب تبعيد و حقارت آنان را فراهم مىساختند نه از جهت حقانيت و برترى آنان بر آل ابى طالب بوده بلكه با اين عمل زشتشان قطع رحم نمودند و من به خدا پناهنده‌ام از آنكه قطع رحم نمايم و از پيوند خود احترام نگذارم و من به خدا قسم از استخلاف و جانشينى حضرت رضا ع به هيچ عنوانى پشيمان نيستم و من خودم پيشنهاد كردم تا مقام خلافت را حائز شود و رسما بر سرير سلطنت قرار
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 620 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى