ميبريم و ما چون تير همه در رديف يك ديگريم .
( 1 ) ابن قياماى واسطى نامهء به حضرت رضا ع نوشت و معروض داشت شما چگونه امامى هستى با آنكه تو فرزندى ندارى ؟
حضرت ابو الحسن ع پاسخ داد از كجا ميدانى فرزندى نخواهم داشت سوگند به خدا فاصلهء نخواهد شد خداى متعال فرزند پسرى به من عطا خواهد كرد كه حق را از باطل جدا فرمايد .
( 2 ) ابن ابى نصر بزنطى گفته ابن نجاشى به من گفت امام پس از آقاى تو كيست ؟ و من دوست ميدارم همين پرسش را از او بنمائى تا من هم مطلع شوم من براى اطلاع از اين معنى حضور اقدسش شرفياب شده خواستهء ابن نجاشى را معروض داشتم فرمود پسرم . با آنكه هنوز فرزند بزرگوارش ابو جعفر متولد نشده بود آنگاه خود حضرت اضافه كرد آيا به غير از من ديگرى ميتواند چنين ادعائى بكند ! بارى سالى بيش فاصله نشد كه حضرت ابو جعفر متولد گرديد .
( 3 ) محمد بن على از ابن قياماى واسطى كه واقفى مسلك بود روايت كرده گفت حضور حضرت رضا ع شرفياب شده پرسيدم آيا ممكن است در يك عصر دو امام وجود داشته باشد ؟ فرمود نه ، مگر در صورتى كه يكى از آن دو صامت باشد و اظهار ننمايد گفتم آرى تو همان امامى هستى كه امام صامتى ندارى فرمود آرى
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 617
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦١٧