تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
كردم زنى از اهل كتاب چون او را ديد پرسيد اين زن كيست و از كجا بدست تو آمده ؟ گفتم اين كنيز را براى خود خريده‌ام گفت تو ارزش و لياقت اين كنيز را ندارى اين كنيزك بايد در تحت اختيار بهترين مردم روى زمين باشد تا در اندك وقتى فرزند بزرگوارى بوجود آورد كه در شرق و غرب عالم مانندى نداشته باشد . هشام گفت چون آن كنيز را حضور انور حضرت ابو ابراهيم ع آوردم فاصلهء نشد فرزند بزرگوارش از اين مجلله بوجود آمد . ( 1 ) صفوان بن يحيى گويد هنگامى كه حضرت ابو ابراهيم ع رحلت فرمود و فرزندش ابو الحسن بر سرير امامت قرار گرفت و اظهار دعوت كرد ما از اين معنى بيمناك شديم يكى از آنها كه حضور داشت بعرض رسانيد امر بزرگى اظهار داشتى و ما بيم داريم مبادا از اين طاغيه هرون الرشيد آسيبى بشما برسد فرمود هر چه بكوشد دست بر من پيدا نخواهد كرد و به مقصود نميرسد . ( 2 ) غفارى گفته مردى به نام و نشان معين از خانواده ابو رافع مولاى رسول خدا طلبى از من داشت و اصرار زيادى ميكرد به زودى بدهى او را بپردازم و از آنجا كه خود را در دست او ناتوان ديدم نماز صبح را در مسجد رسول خدا بجا آورده بلا درنگ حضور حضرت رضا ع كه در عريض بود شرفياب شدم چون نزديك خانه آن حضرت رسيدم آن جناب را با پيراهن و عبائى بر الاغى سوار ديدم حيا مرا مانع شد چون نزديك من رسيد توقف كرد و به من مىنگريست عرض سلام كردم و تصادفا آن روز هم ماه رمضان بود
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 597 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى