روزگار و صبر بر ناروائيهاى دنياى غدار را بيادگار برده است .
( 1 ) ابن سنان گفته يك سال پيش از آنكه حضرت ابو الحسن به سفر عراق عزيمت نمايد حضورش شرفياب شدم و فرزندش على در برابرش نشسته بود چون حضرت مرا ديد فرمود اى محمد امسال پيش آمد و سفرى رخ خواهد داد بايد بيتابى ننمائى عرضكردم چه خواهد شد كه هم اكنون اضطرابى به من دست داد فرمود امسال بسوى اين طاغيه خواهم رفت و از او و كسان پس از او به من آسيبى نميرسد پرسيدم چه خواهد شد فرمود خدا ستمگران را گمراه مىكند و آنچه اراده فرمايد انجام ميدهد پرسيدم چه واقعهء رخ ميدهد فرمود كسى كه حق فرزندم على را ادا نكند و امامت او را پس از من انكار نمايد مانند كسى است كه بعلى بن ابى طالب ظلم كرده و حق او را پس از رسول خدا ص زير پا انداخته باشد ، من عرضكردم سوگند به خدا هر گاه خدا به من نعمت عمر ارزانى فرمايد حق او را بوى تسليم خواهم كرد و اقرار بامامت او خواهم نمود فرمود راست ميگوئى خدا به تو عمر خواهد داد كه حق او را بوى تسليم نمائى و به امامت او و فرزندش اقرار كنى .
پرسيدم امام پس از او كيست ؟ فرمود فرزندش محمد عرضكردم در برابر فرمان او هم راضى و تسليمم .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 595
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٩٥