تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦

باب بيست و يكم بخشى از خصوصيات و فضائل حضرت رضا ع

( 1 ) هشام بن احمد گفت حضرت موسى بن جعفر ع به من فرمود آيا فهميدهء كه يكى از مغربيها بتازگى آمده باشد ؟ عرضكردم نشنيده و نميدانم فرمود آرى يكى از مغربيها بتازگى وارد مدينه شده بيا باتفاق پيش او برويم حضور حضرتش سوار شده به طرف مرد مغربى رهسپار شديم چشمم به‌برده فروشى افتاد گفتم كنيزهائى كه براى فروش آوردهء حاضر كن نامبرده هفت تن از كنيزان خود را بر ما عرضه داشت ليكن هيچ يك از آنها مورد توجه حضرت ابو الحسن ع واقع نشد فرمود غير از اينها اگر كنيز ديگرى دارى بما عرضه كن گفت بجز از يك كنيز بيمار بردهء ديگرى حاضر ندارم و بالاخره آن را حاضر نشد بحضور مبارك عرضه بدارد حضرت منصرف شده برگشت . فردا مرا مأمور داشت كه نزد برده فروش رفته از وى بپرسم بالاخره بچه مبلغى حاضر خواهى شد آن را از تو ابتياع نمائيم مقدارى معين مىكند تو آن را به همان مبلغ كه ميگويد خريدارى كن . هشام ميگويد حسب الامر نزد برده فروش رفته و بمبلغى كه گفت كنيز نامبرده را خريدارى كردم برده فروش پس از آنكه كنيز را به من تسليم كرد پرسيد آن مردى كه ديروز با تو بود كه بود آن را به من معرفى بنما ؟ پاسخ دادم بزرگى از مردم بنى هاشم بود پرسيد از كدام تيرهء بنى هاشم است گفتم بيش از اين اطلاعى ندارم . گفت جهت پرسش من آن بود هنگامى كه اين كنيز را از دورترين شهرهاى مغرب خريدارى