( 1 ) هرون به او نوشت تا حضرت را به فضل بن يحيى تسليم كند فضل ، معظم له را تحت نظر گرفت و آن حضرت را در يكى از خانهاى خود زندانى كرد و جاسوسى براى بررسى امور او بر وى مقرر كرد .
حضرت ابو الحسن ع در زندان او بعبادت ميپرداخت و همهء شب را به نماز و قرائت قرآن و دعا و تهجد بپايان ميرسانيد و بيشتر از روزها روزه داشت و كمتر اتفاق مىافتاد صورت از محراب بگرداند .
فضل بر خلاف انتظار از حضرت او زياد اكرام ميكرد و محل وسيعى در اختيار آن حضرت قرار داده بود .
هرون روزى كه در رقه كوفه بود بوى اطلاع دادند كه فضل بجاى آنكه مساوى با يك زندانى با ابو الحسن رفتار كند همه گونه اسباب آسايش او را فراهم آورده .
هرون نامهء بفضل نوشته و از اينكه اسباب آسايش موسى بن جعفر را فراهم آورده اظهار ناراحتى كرد و ضمنا به او نوشت بايد مشار اليه را بقتل آورد .
فضل از چنين امريهء خوددارى كرد و سخن رشيد را زير پا انداخته براى انجام خواستهء او اقدامى ننمود .
رشيد خشمناك شده مسرور خادم را احضار كرده گفت هم اكنون با سرعت تمام به بغداد رفته و بلافاصله بزندان موسى بن جعفر وارد شو اگر بهبينى آن حضرت با كمال آسايش و رفاهيت بسر ميبرد اين نامه را به عباس بن محمد داده و بگو بلادرنگ بمضمون آن عمل نمايد و نيز نامهء ديگرى بوى داد تا آن را به سندى بن شاهك تسليم كند و در آن نامه نوشته بود بايد از فرمان محمد بن عباس سرپيچى ننمايد .
مسرور بدون هيچ گونه سابقهء وارد منزل يحيى شده و كسى نميدانست علت آمدن نامبرده چيست سپس بلافاصله به خانه كه موسى بن جعفر ع تحت نظر بود رفت از نزديك ملاحظه كرد آنچه را بهارون
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 584
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٨٤