كه به اجل خود رحلت كرده .
( 1 ) جنازهء حضرت ابو الحسن عليه السّلام را پس از شهادت گواهان از خانه بيرون برده بر جسر بغداد گذارده جار زدند اينست موسى بن جعفر كه به اجل خود رحلت كرده مردم مىتوانند بهبينند و گفتهء ما را تصديق كنند .
مردم دسته دسته مىآمدند و كاملا دقت ميكردند و بسر و صورت آن حضرت مىنگريستند و تصديق ميكردند كه به اجل خود وفات يافته .
در روزگار آن حضرت عدهء از مردم خيال ميكردند آن حضرت همان قائم موعود است و زندان او را غيبت براى امام قائم ميدانستند و معتقد بودند امام قائم كه در پرده غيب است همين آقاست كه مدتها در پرده غيبت زندان از انظار ارادتمندان دور بوده اين عقيده بىمعنى ايجاب كرد يحيى بن خالد جار بزند آنها كه موسى بن جعفر عليه السّلام را امام قائمى ميدانستند كه نمىميرد اكنون بيايند از نزديك مشاهده كنند كه مرده و دار فانى را وداع گفته مردم براى اينكه تعيين راستى درگذشته ، بديدار جنازه او مىآمدند .
پس از كشمكشها جنازه حضرت ابو الحسن ع را تشييع كرده و در مقابر قريش در باب تين كه از زمانهاى قديم مقبره و آرامگاه قريش و نامداران روزگار بوده دفن كردند .
گويند چون رحلت حضرت ابو الحسن ع نزديك شد از سندى بن شاهك درخواست كرد براى تغسيل و تكفين او فلان دوست مدنى او را كه مجاور خانهء عباس بن محمد در شارع قصب ، منزل دارد حاضر نمايد او هم خواسته امام ع را پذيرفته نامبرده را حاضر كرد .
سندى گويد من پيشنهاد كردم به من اذن دهيد تا شما را خود كفن نمايم امتناع كرده فرمود كابين زنان و خرج سفر حج و كفنهاى مردگان ما از پاكترين پولهاى ما انجام مىشود و من خود كفن دارم و ميخواهم تغسيل و تكفين من به عهده فلان دوست من باشد و چنان هم شد .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 587
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٨٧