تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥

باب هفدهم بخشى از فضائل و مناقب و حالاتى كه دليل بر برترى او بر ديگرانست .

( 1 ) حضرت ابو الحسن از همه مردم معاصرش پارساتر و داناتر و باسخاوت‌تر و گرامىتر بود . روايت شده آن حضرت نماز شب را ميخواند و آن را به نماز صبح ، متصل ميكرد و پس از آن به تعقيب نماز مشغول ميشد تا خورشيد طلوع ميكرد و تا زوال شمس سر به سجده ميگذارد و بدعا و حمد خدا مشغول بود و همواره ميگفت اللهم انى أسألك الراحة عند الموت و العفو عند الحساب پروردگارا از تو درخواست ميكنم مرا هنگام مرگ آسايش داده و به آسانى روح مرا قبض كنى و از كرده‌هاى من در وقت حساب من درگذرى . و از جمله دعاهاى آن جناب اين بود گناه بندهء تو بزرگ است و بخشش از جناب كبريائى تو نيكوست . و از خوف چنان ميگريست كه محاسن شريفش تر ميشد و از همهء مردم بيشتر به صلهء رحم و ديدار نزديكانش توجه داشت و شبانگاه از بينوايان مدينه دلجوئى ميكرد و براى آنان پول و زنبيل آرد و خرما ميفرستاد و آنان نميدانستند از ناحيه كدام يك از بزرگان اين عطيه ارسال شده . محمد بكرى گويد وارد مدينه شدم شايد بتوانم وجهى بدست آورده قرضم را ادا كنم ليكن به مقصود نائل نشده و نااميد گرديدم با خود گفتم بهتر آنست حضور حضرت ابو الحسن ع شرفياب شده شايد بتوانم از بركات آن حضرت برخوردار گردم حضرت آن روز در زمينى كه متعلق بجنابش بود و در خارج