تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
( 1 ) 21 - هنگامى كه عبد الملك مروان بخلافت نشست امور صدقات رسول خدا و على مرتضى عليهما السّلام كه هر دو معين و بايد بعهدهء يكنفر متولى باشد به على بن الحسين ع واگذار نمود . عمر بن على در صدد حق‌كشى برآمده و بعنوان دادخواهى از حضرت سجاد پيش عبد الملك رفته شكايت كرد . عبد الملك هم در پاسخ وى اشعار ابن ابى الحقيق را به اين مضمون جوابداد . هر گاه خواهندگان هوا و هوس تمايل پيدا كنند و شنونده بسخن گوينده گوش بدهد و هر كسى با فكر خود ديگرى را از پا درآورد ما در آن هنگام حكومت عادلانه خواهيم كرد و بطورى كه بايد و شايد فصل خصومت مىنمائيم و باطل را به صورت حق و حق را به صورت باطل جلوه نميدهيم ، ميترسيم مبادا ما را بسفاهت و ديوانگى نسبت دهند و نام نيك ما از صفحه روزگار نابود شود . ( 2 ) 22 - سالى حضرت على بن الحسين به حج بيت اللَّه مشرف شد مردم كه حضرت او را زيارت كرده جمال با كمالش ديدگانشان را حيران كرده ، چشمها به او دوخته و از يك ديگر ميپرسيدند اين مرد نورانى كيست و اين شخصيت كه داراى اين جاه و جلالست از كدام خانواده است ؟ فرزدق كه همان سال و همان جا حضور داشت با زبان شعر آن حضرت را چنين معرفى كرد . ملا عبد الرحمن جامى سروده‌هاى نامبرده را به طرز بسيار پسنديدهء در لباس نظم پارسى درآورده و ما آنها را تا اندازه‌اى كه مناسب با اين كتابست ذيلا ياد مىكنيم .
آن كس است اينكه مكه و بطحا * زمزم و بو قبيس و خيف و منا حرم و حل و بيت و ركن و حطيم * ناودان و مقام ابراهيم