نعمت او سپاسگزارى من اندك و مرا نااميد نميسازد و در برابر بلاء او توانم ناچيز و مرا خوار نمى - فرمايد و اى خدائى كه داراى همه گونه بخشش هستى و مرا از احسانت دور نميدارى و اى خدائى كه داراى نعمتهاى بيشمارى بر محمد و خاندان او درود بفرست و مرا از شر اين دشمن برهان و من از آزار او به تو پناه مىبرم .
مسرف هنگامى كه وارد شد مردم همه متفقا مىگفتند تنها هدف نامبرده على بن الحسين است و به ديگرى آسيبى نخواهد رساند ، بر خلاف انتظار حضرت مشار اليه از رنج او راحت ماند و مورد اكرام و احسان او واقع شد .
( 1 ) 25 - و بطريق ديگر روايت شده هنگامى كه نامبرده وارد مدينه شد على بن الحسين ع را احضار كرد چون حضرت بر او وارد شد عرضكرد امير به من دستور داده تا به تو احسان كنم و براى تو امتياز خاصى قائل شوم و چنانچه مأمور بود آن حضرت را اكرام كرد . آنگاه باطرافيان خود دستور داد استر مخصوصش را زين كردند و درخواست كرد تا بر آن سوار شود و به منزل خود بازگردد و اضافه نمود مىبينم كه خاندان ترا از احضار تو بيمناك ساختيم و ترا نيز از آمدنت بحضور ما برنج درآورديم و هر گاه ما آنقدر صله و جايزه كه سزاوار مقام تو باشد در اختيار ميداشتيم به حضرت تو اعطا مىكرديم .
حضرت از وى قدردانى كرده و پوزش طلبيده به منزل خود بازگشت چون آن جناب از دربار مسرف خارج شد وى باطرافيان خود گفت اين مرد با آن منزلت و مكانى كه نسبت برسول خدا ص دارد خيرى است كه در او شرى نميباشد .
( 2 ) 26 - روايت كردهاند روزى حضرت سجاد ع در مسجد رسول خدا ص نشسته بود همانوقت هم عدهء گرد
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 504
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٠٤