هر يك آمد به قدر او عارف * بر علو مقام او واقف
قرة العين سيد الشهداست * زهرهء شاخ دوحه زهراست
ميوه باغ احمد مختار * لالهء راغ حيدر كرار
بر نكوسيرتان و بدكاران * دست او ابر موهبت باران
فيض آن ابر بر همه عالم * گر بريزد نمى ، نگردد كم
ز حيا نايدش پسنديده * كه گشايد به روى كس ديده
خلق از او نيز ديده خوابانند * كز مهابت نگاه نتوانند
نيست بىسبقت تبسم او * خلق را طاقت تكلم او
همه بند ارادتش بر پا * بندگانش ز پير و هم برنا
لايح از روى او فروغ هدى * فايح از خوى او شميم وفا
چون كند جاى در ميان قريش * رود از فخر بر زبان قريش
كه بدين سرور ستوده شيم * بنهايت رسيده فضل و كرم
( 1 ) 23 - حسين بن زيد از آن حضرت روايت كرده هيچ كارى را در سرعت اجابت و وصول بهدف مانند دعا نيافتم زيرا چنان نيست كه هميشه اوقات تير درخواست بنده به مقصود برسد در عين حال بايد دست از دعا برنداشت ( 2 ) 24 - از جمله ادعيه آن حضرت دعائى بود كه هنگام توجه مسرف بن عقبه ( كه نامش مسلم و از زيادى قتل و اسيرى او را مسرف گفتند ) بجانب مدينه بيادگار مانده .
پروردگارا نعمتهاى بسيارى به من ارزانى داشتى و من در برابر آنها كمتر به سپاسگزارى تو پرداختم و به پيشآمدهاى بسيارى گرفتارم نمودى و در برابر آنها تاب نياوردم پس اى خدائى كه در برابر