( 1 ) 3 - معروف بن خربوذ گفته على ع در روز خندق ميفرمود .
آيا قريش و سوارگان آن اين چنين بر من حمله مىآوردند شما پيشآمد ميان من و آنها را بياران من اطلاع دهيد .
امروز غيرت مردى و شمشير بران استخوان شكن من مرا از فرار كردن باز ميدارد .
من همان كسم كه چون با عمرو عبد ودّ روبرو شدم او را هلاك كردم با آنكه او با شمشير هندى صاف آزموده برنده برزم من آمده بود .
من او را كشتم و چون شاخه خرمائى در ميان سنگ و خاك افكندم و از پاكدامنى جامههاى او را بيرون ننمودم .
( 2 ) 4 - محمد بن اسحق گفته هنگامى كه على ع عمرو را كشت با صورت درخشان و برافروختهء بجانب رسول خدا ص توجه كرد عمر خطاب به او عرضكرد چرا پس از آنكه ويرا كشتى جامههاى او را بيرون نكردى با آنكه در ميان تازيان زرهى همتاى زره او نميباشد فرمود من حيا كردم بدن پسر عمم را عريان بگذارم .
( 3 ) 5 - حسن بصرى گويد هنگامى كه على ع عمرو را كشت سرش را بريد و آورد حضور رسول خدا ص به زمين انداخت ابو بكر و عمر بىاختيار از جاى برخاسته سر مبارك على را بوسيدند .
( 4 ) 6 - على بن الحكم اودى گويد ابو بكر عياش ميگفت على ع ضربتى زد كه در اسلام سابقه نداشته
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٩٤