( 1 ) همراهيان كه سردار نامى خود را بسادگى كشته يافتند بدون آنكه اثرى از خود نشان دهند از خندق خارج شده به طرف مردان خود فرار كردند و على ع هم بجاى اول خود بازگشت و نزديك بود آنان كه با وى آمده بودند از ترس بميرند .
امير المؤمنين ع در بارهء قتل او فرمايد :
عمرو عبد ودّ بر اثر نادانى و كوتاه فكرى از سنگى كه بت اوست يارى مىكند و من كه على هستم از راه حق و حقيقت خداى محمد را يارى مىنمايم .
او را از دم تيغ گذراندم و جسد بيجان او را مانند شاخه درخت خرمائى كه ميان سنگها و پشتها مىافتد به حال خود گذاشتم .
من از آنجا كه پاكدامن و از ما سواى خدا بىنيازم لباسهاى او را بيرون نياوردم و اگر او بجاى من بود مرا عريان ميساخت .
شما اى مردم احزاب خيال نكنيد كه خدا دين خود و رسولش را خوار و تنها گذارده و يار و ياورى ندارد .
1 - زهرى گويد در روز جنگ احزاب عمرو عبد ودّ و عكرمه و هبيره و نوفل بن عبد اللَّه و ضرار در كنار خندق ميگشتند و محل باريكى ميجستند كه از آن بتوانند عبور كنند و خود را به مسلمانان برسانند تا به محلى رسيدند كه اسبهاشان حاضر براى رفتن و عبور كردن از آنجا نبودند تا بالاخره اسبهاى خود را ميان شورزار و شكافى بجولان درآوردند و مسلمانان هم ايستاده ليكن كسى جرأت نداشت كه خود را در برابر اين مبارزان درآورد .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 90
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٩٠