به آنها نياموزيد كه آنان از شما داناترند .
( 1 ) اى مردم كارى نكنيد پس از من بكفر خود بازگرديد و به قهقرا عقب رويد در نتيجه گردن شما بدست برخى از شما زده شود و بالاخره مرا با سوارگان چون سيل بنيانكنى ملاقات نمائيد .
بدانيد كه على بن ابى طالب ع برادر و جانشين من است پس از من براى برقرارى تأويل قرآن ميجنگد چنانچه براى تنزيل آن با بيگانگان پيكار نمود .
و بالاخره در هر محفل و مجلسى كه حضور مييافت از اين قبيل سخنان بيان ميفرمود و اتمام حجت ميكرد .
سپس رايتى بنام اسامة بن زيد بن حارثه ترتيب داد و دستور صادر كرد او باتفاق گروه بسيارى از مسلمانان به طرف يكى از شهرهاى روم كه پدرش در آنجا از پاى درآمده بود حركت كند و نظر رسول خدا ص اين بود بدين وسيله عده از سران مهاجر و انصار در لشكر وى شركت نمايند و هنگام رحلت او آنها كه آهنگ مخالفت و طمع رياست دارند نباشند و امر خلافت بدون هيچ گونه نزاعى بخليفهء پس از او مسلم گردد .
و بالاخره بطورى كه گفتيم رايت اسامه بسته شد و رسول خدا ص سعى بليغى در بيرون كردن سران مهاجر و انصار نمود و به اسامه فرمود تا با لشكريان خود بيرون رفته و در جرف كه نزديك مدينه بود منزل نمايد و مردم را وادار كرد تا همراه او حركت كنند و آنان را از باقى ماندن و كندى كردن از انجام وظيفه بيم ميداد .
( 2 ) در آن حال كه مسلمانان را بهمراهى با اسامه دعوت ميكرد بيمارى مرگ بر وجود مباركش عارض
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٦٦