تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
به آنها نياموزيد كه آنان از شما داناترند . ( 1 ) اى مردم كارى نكنيد پس از من بكفر خود بازگرديد و به قهقرا عقب رويد در نتيجه گردن شما بدست برخى از شما زده شود و بالاخره مرا با سوارگان چون سيل بنيان‌كنى ملاقات نمائيد . بدانيد كه على بن ابى طالب ع برادر و جانشين من است پس از من براى برقرارى تأويل قرآن ميجنگد چنانچه براى تنزيل آن با بيگانگان پيكار نمود . و بالاخره در هر محفل و مجلسى كه حضور مييافت از اين قبيل سخنان بيان ميفرمود و اتمام حجت ميكرد . سپس رايتى بنام اسامة بن زيد بن حارثه ترتيب داد و دستور صادر كرد او باتفاق گروه بسيارى از مسلمانان به طرف يكى از شهرهاى روم كه پدرش در آنجا از پاى درآمده بود حركت كند و نظر رسول خدا ص اين بود بدين وسيله عده از سران مهاجر و انصار در لشكر وى شركت نمايند و هنگام رحلت او آنها كه آهنگ مخالفت و طمع رياست دارند نباشند و امر خلافت بدون هيچ گونه نزاعى بخليفهء پس از او مسلم گردد . و بالاخره بطورى كه گفتيم رايت اسامه بسته شد و رسول خدا ص سعى بليغى در بيرون كردن سران مهاجر و انصار نمود و به اسامه فرمود تا با لشكريان خود بيرون رفته و در جرف كه نزديك مدينه بود منزل نمايد و مردم را وادار كرد تا همراه او حركت كنند و آنان را از باقى ماندن و كندى كردن از انجام وظيفه بيم ميداد . ( 2 ) در آن حال كه مسلمانان را بهمراهى با اسامه دعوت ميكرد بيمارى مرگ بر وجود مباركش عارض