تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
4 . عثمان به حسان صله مي‌داد و انصار را محروم مي‌نهاد . بدين سبب ، وى داراى گرايش عثمانى شد و در سوگ وى شعرى سرود و چنان گفت كه گويا علي ( عليه السلام ) را به اين كار متهم مي‌سازد . شيخ مفيد گويد : و اما شعر حسان بن ثابت كه نوعى تعريض به اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) دارد ، از اين قرار است : كاش مي‌دانستم و آن پرنده مرا خبر مي‌داد كه ميان على و فرزند عفان چه گذشت ! پيرمردى را قربانى كردند كه داراى نشان سجده بود و شب را با تسبيح خداوند و خواندن قرآن ، به سر مي‌برد . به زودى در ديار ايشان بانگ الله اكبر را براى خون‌خواهى عثمان خواهى شنيد . اما به جانم سوگند ! خود او متهم به دست داشتن در خون عثمان است و سخنش حجت به شمار نمي‌آيد تا ارزش گوش فرادادن داشته باشد . نيز وى عادل به شمار نمي‌رود تا گواهي‌اش پذيرفته گردد . ( الجمل ، مفيد ، 112 ) در گزارش ابن‌اعثم ، اين سروده چنين آمده است : هر كه از مرگ خالص و ناب خرسند مي‌شود ، بر سفره طعام خانه عثمان حاضر گردد ! همگان سلاح آهنين بركشيده و بالاى بيني‌ها كلاهخودهايى دارند كه زره‌ها را زينت بخشيده است ! اكنون خرسندم كه شاميان بسيج شوند و آن پيشواى ايشان امير ما گردد و آن برادران ، برادر ما باشند ! خواه حضور يابند و خواه نيابند ؛ و تا هنگامى كه زنده باشم و حسان ناميده شوم ، من از آنان خواهم بود . كاش مي‌دانستم و آن پرنده به من خبر مي‌داد كه ماجراى على و فرزند عفان چه بود ! به زودى در ديارتان خواهيد شنيد كه سواران زير پاى سپاهيان به مرگى سخت درافتند ! ( الفتوح ، 2 / 432 ) ابن‌اثير گويد : برخى از شاميان ابياتى به آن افزوده‌اند كه به يادكردش نيازى نيست و از
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 640 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )