تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦

حسان بن ثابت ، همانند حسن بصرى است

1 . حسان بن ثابت صد و بيست سال زيست كه نيم آن در جاهليت و نيمش در اسلام بود . وى مشهورترين شاعر پيامبر بود و رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در حق وى دعايى مشروط نمود : « تا هنگامى كه از ما دفاع مي‌كني ، روح‌القدس همراه تو باد ! » ( الكافي ، 8 / 102 ) شيخ مفيد در گزارش ماجراى غدير گويد : هنگام ظهر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد و پس از نيمروز مؤذن وى براى نماز ظهر بانگ اذان داد و پيامبر نماز ظهر را با مردم خواند . سپس در خيمه خود نشست و به علي ( عليه السلام ) فرمان داد كه در خيمه‌اش به موازات وى بنشيند . آن‌گاه ، به مردان مسلمان دستور داد كه دسته‌دسته نزد وى درآيند و مقام ولايت را به وى تبريك گويند و با نام اميرالمؤمنين به او سلام دهند . همه مردم چنين كردند . سپس به همسرانش و همه زنان مؤمن كه همراهش بودند ، فرمان داد تا نزد علي ( عليه السلام ) درآيند و با نام اميرالمؤمنين به او سلام دهند . آنان نيز چنين كردند . از جمله كسانى كه به وى تبريك بلندبالا گفتند ، عمر بن خطاب بود كه اظهار شادمانى كرد و در سخنش گفت : « شادباشت باد اى علي ! مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتي . » حسان نزد رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) آمد و به او گفت : « اى رسول خدا ! آيا اجازه مي‌دهى كه در اين مورد شعرى بسرايم كه خداوند بپسندد ؟ » رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « اى حسان ! به نام خدا بسرا ! » حسان بر تكه‌اى برآمده از زمين ايستاد و مسلمانان براى شنيدن سخنش گرد آمدند . او گفت : روز غدير ، پيامبرشان در خم ، ايشان را ندا مي‌دهد . به رسول خدا در حالى كه ندا مي‌دهد ، گوش فراده ! فرمود : مولا و ولى شما كيست ؟ آنان بدون انكار پاسخ دادند و گفتند : خدايت مولاى ما و خود تو ولى ما هستى و امروز ما را در حال سرپيچى از خود نمي‌يابي . سپس رسول خدا به على فرمود : برخيز اى علي ؛ كه من پس از خودم تو را امام و راهنما مي‌پسندم .