تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
و فرزندان ، زينت زندگى دنيا هستند و ماندگاري‌هاى نيك ، كشتزار دنيايند و كار نيك ، كشتزار آخرت . گاهى خدا همه اين‌ها را براى بعضى با هم جمع مي‌سازد . » آن‌گاه ، مردى برخاست و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! از احاديث بدعت‌آميز با ما سخن بگو ! » فرمود : « آري ؛ از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم : پس از من احاديثى ساخته خواهد شد تا جايى كه برخى مي‌گويند : رسول خدا چنين گفت يا از رسول خدا چنين شنيدم ، در حالى كه همه آن سخنان افترا به من است . سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت ! امت من درباره اصل دين و جماعتش به هفتاد و دو فرقه انشعاب خواهد يافت كه همگى گمراه و مايه گمراهى هستند و به دوزخ فرامي‌خوانند . وقتى چنين شود ، بر شماست كه به كتاب خدا توسل جوييد ؛ كه در آن ، خبر پيش و پس از شما هست و حكم آن روشن است . هر زورگويى كه با آن مخالفت كند ، خدايش در هم بكوبد و هر كه دانش را از غير آن بجويد ، خدا گمراهش سازد . قرآن ، رشته استوار خدا ، نور روشنگر او ، شفاى سودمند وي ، پناه هر كه به آن تمسك جويد ، و مايه نجات پيروانش است . به كژى نمي‌گرايد تا محتاج راست شدن باشد و انحراف نمي‌يابد تا انشعاب پيدا كند . شگفتي‌هايش پايان نمي‌يابد و گذشت روزگاران دراز ، فرسوده‌اش نمي‌سازد . آن همانى است كه جنيان شنيدند و به سوى قوم خود انذارگرانه رفتند و گفتند : اى قوم ما ! إنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجَباً يهْدى إلَى الرُّشْدِ : ما قرآنى شگفت را شنيديم كه به سوى هدايت فرامي‌خواند . ( جن : 1 - 2 ) هر كه به آن زبان بگشايد ، راست گويد و هر كه به آن عمل كند ، پاداش يابد و هر كه به آن تمسك جويد ، به راه راست هدايت يابد . » سپس مردى برخاست و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! با ما از فتنه بگو . آيا درباره آن ، از رسول خدا سؤال نمودي ؟ » فرمود : « آري ؛ هنگامى كه اين آيه نازل شد : ألم أحَسِبَ النَّاسُ أنْ يتْرَكُوا أنْ يقُولُوا آمَنَّا وَهُم لا يفْتَنُونَ : آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم ، رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند ؟ ( عنكبوت : 1 - 2 ) دانستم كه تا وقتى رسول خدا در ميان ما باشد ، فتنه بر ما نازل نمي‌گردد . پس گفتم : “ اى رسول خدا ! اين چه فتنه‌اى است كه خدا از آن به تو