تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
مردم عدل و مساوات را رعايت نكردى ! » امام فرمود : « واى بر تو ! براى چه ؟ » گفت : « زيرا آن چه در لشكرگاه بود ، تقسيم نمودى و اموال و زنان و بچّه‌هاى آنان را رها نمودي ! » امام فرمود : « اى مردم ! هر كه جراحتى دارد ، آن را با روغن مداوا كند ! » عبّاد گفت : « ما آمده‌ايم تا سهم خود را بگيريم ؛ اما او به ما حرف‌هاى نامربوط مىزند ! » على به او فرمود : « اگر گفته‌ات دروغ باشد ، خدا تو را مرگ ندهد تا غلام ثقيف [ حجاج ثقفي ] را درك كنى ! » مردى از آن جمع پرسيد : « اى اميرالمؤمنين ! غلام ثقيف كيست ؟ » فرمود : « مردى كه هيچ حرمت الهى را باقى نمىگذارد و همه حرمت‌ها را هتك مىكند . » پرسيدند : « آيا او به مرگ طبيعى مىميرد يا او را مىكشند ؟ » فرمود : « خداوندى كه درهم كوبنده ستمكاران است ، او را به مرگى سخت ناگوار نابود مىكند و با كثرت فضولاتى كه از او خارج مىشود ، به سوزشى شديد در مقعد مبتلا مي‌گردد . اى برادر بكرى ! تو مردى ساده‌انديش هستى . مگر نمىدانى كه ما فرد كوچك را به جرم فرد بزرگ ، كيفر نمىكنيم ؟ اين اموال پيش از جدايي‌شان از بيعت ما ، ملك آنان بوده و ازدواج ايشان به درستى صورت گرفته و فرزندانشان با فطرت اسلام متولد شده‌اند . شما فقط مىتوانيد در اموال لشكرگاه ايشان تصرّف نماييد و آن چه در خانه‌هاى ايشان است ، ميراث بازماندگان آنان است . هر كدام از آنان كه به حريم ما تجاوز كند ، وى را به همان گناه مؤاخده نماييم و هر كه بر ما نتازد ، گناه فرد ديگر را به پاى او ننويسيم . اى برادر بكرى ! من همچون حكم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) در مورد مردم مكّه [ پس از فتح ] با اين مردم رفتار نمودم . او اموال لشكرگاه را ميان مسلمانان تقسيم نمود و به جز آن تعرض نكرد . من گام به گام از وى پيروى نمودم . اى برادر بكرى ! مگر نمىدانى كه در جنگ با كافران حربى آن چه در آن مكان است ، براى فاتحان حلال است ؛ اما در محيط مسلمانان آن چه خارج از لشكرگاه است ، محترم شمرده مي‌شود ؟ آرام گيريد ؛ خدا شما را رحمت كناد ! اگر در اين سخن ترديد داريد و چندين تن ، فراوان در اين مورد سخن گفته و اعتراض كرده‌ايد ، بگوييد كه عايشه مادرتان
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 544 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )