تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
يارانش به اين سخن خشنود گشتند و پس از كشمكشى سخت ، به امرش تسليم شدند و گفتند : « اى اميرالمؤمنين ! به خدا سوگند ! در ميان ما به حكم خدا داورى نمودي ؛ اما ما جهل ورزيديم . البته با وجود جهلمان رفتارى نكرديم كه اميرالمؤمنين را ناخوش آيد . » ابن‌يساف انصارى گفته است : [ اين اعتراضى كه به على نموديد ] رأيى است سفيهانه كه انديشيديد ؛ زيرا نابخردانه در كار وارد شديد و خارج گشتيد . همسر پيامبر را نمي‌شود به عنوان سهم مسلمانان تقسيم نمود . اين از تنگدلى و كورچشمى است . امروز به همان سخنى كه على مي‌گويد ، روى بياوريد و در نهان ، سخن گناه را نجوا نكنيد ! آن چه در خانه‌هاى ايشان است ، غنيمت به شمار نمي‌آيد . غنيمت ، آن چيزهايى است كه در اردوگاه نبرد بوده باشد ؛ از قبيل مركب جنگى و سلاح و كالاهاى خريدارى شده موجود در اردوگاه . تقسيم كردن خانواده و همسران آنان به عنوان غنيمت ، كارى به حق نيست . همان [ كه امام فرموده ] سهم شماست . همان را بگيريد و بگوييد : خشنوديم . در زياده‌خواهي ، خيرى نيست . عايشه مادر شماست ، هرچند گناهى بزرگ مرتكب شده و لغزش نموده است . او از حرمت پيامبر برخوردار است و بر ما لازم است كه حريم و احترام وى را حفظ نماييم . سپس عباد بن قيس برخاست و گفت : « اى اميرالمؤمنين ! به ما درباره ايمان خبر بده ! » فرمود : « آري ؛ به راستى ، خدا همه چيز را آغاز نمود و آن چه از آن‌ها را كه خواست ، براى خود برگزيد و آن چه را كه دوست داشت ، ويژه خود نمود . از آن چه دوست داشت . يكى آن كه ايمان را پسنديد و آن را از نام خود بازگرفت و به هر كه از آفريدگانش كه دوست داشت ، بخشيد . سپس آن را بيان كرد و راه‌هايش را براى هر كه به آن درآيد ، آسان ساخت و ستون‌هايش را بر ضدّ هر كس كه با آن بستيزد ، استوار داشت . دور باد كه كسى بتواند به آن آسيب برساند ! و آن را نردبانى براى هر كه به آن درآيد ، نورى براى هر كه از آن نور گيرد ،