تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣

فصل 63

گزيده خطبه ها و سخنان امام ( عليه السلام ) در بصره

اى بصريان ؛ اى سپاهيان آن زن !

على به بصره درآمد و به مسجد اعظم شهر رفت . مردم گرد آمدند و او بر فراز منبر شد . پس از سپاس و ستايش خدا و درود بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « اما بعد ؛ خداوند داراى رحمت گسترده و نيز كيفر دردناك است . اى بصريان ! شما را به من چه گمانى است ؟ اى سپاهيان آن زن و پيروان آن چهارپا ! آن شتر بانگ برآورد و شما جنگيديد ؛ و چون پى شد ، شما هم عقب نشستيد ! اخلاقتان سست ، عهدتان ناپايدار ، آبتان تلخ و بدگوار ، و زمينتان نزديك آب و دور از آسمان است . به خدا سوگند ! بر شهر شما روزى خواهد آمد كه كنگره‌هاى مسجدش در آب باشد ، همچون سينه كشتي . به خانه‌هاى خود بازگرديد ! » سپس از منبر پايين آمد . ( الاخبار الطوال ، ابن‌قتيبه ، 151 ) نيز در سرزنش بصريان فرمود : « شما سپاهيان آن زن و پيروان آن چهارپا بوديد . تا شتر صدا كرد ، جنگيديد و تا دست و پاى آن قطع گرديد ، فرار كرديد . اخلاق شما پست ، پيمان شما از هم گسسته ، دين شما دورويى ، و آب آشاميدنى شما تلخ و ناگوار است . كسى كه