تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
دوران خلافت معاويه درگذشت . ( الاصابه ، 4 / 371 ) 2 . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) وى را حاكم بصره ساخت . پيش از وي ، عبدالله بن عامر بن كريز كه اموى بود ، از جانب عثمان بر بصره حكومت داشت و پس از قتل عثمان ، تا حد توانش از بيت‌المال بصره سرقت نمود و به برنامه‌ريزى براى شورش بر ضد علي ( عليه السلام ) همراه عايشه و طلحه و زبير پرداخت . هنگامى كه حاكم جديد يعنى عثمان بن حنيف به بصره رسيد ، مردم شادمانى كردند و با علي ( عليه السلام ) بيعت نمودند . 3 . هنگامى كه عايشه به بصره رسيد ، اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به عثمان بن حنيف پيام داد كه اجازه دهد تا تقدير الهى جارى گردد و از ايشان توضيح بخواهد و برايشان توضيح دهد و آغاز كننده نبرد با ايشان نباشد و اگر آنان دست از نبرد بدارند ، رفتارى نيك با آن همسايگان در پيش گيرد و فقط در حالى با آنان بجنگد كه بخواهند بر شهر تسلط يابند . 4 . عايشه دو روز در حوأب ماند . ابن‌قتيبه گويد : در ميان راه به آبگاه حوأب رسيدند و عايشه با آنان بود . آن جا سگان حوأب بر وى پارس كردند . او به محمد بن طلحه گفت : « اين كدام آب است ؟ » گفت : « آب حوأب . » عايشه گفت : « من حتما بازمي‌گردم . » پرسيد : « چرا ؟ » گفت : « از رسول خدا شنيدم كه به زنانش فرمود : “ گويا مي‌بينم كه بر يكى از شما سگان حوأب پارس مي‌كنند . اى حميراء ! مبادا آن كس تو باشي . ” » محمد بن طلحه به وى گفت : « خدايت رحمت كند ! حركت كن و اين سخن را رها نما . » سپس عبدالله بن زبير آمد و نزد وى به خدا سوگند خورد كه در آغاز شب ، حوأب را پشت سر نهاده است و بعضى از عرب‌ها را براى گواهى دروغ آورد . برآنند كه اين نخستين گواهى دروغى بود كه در دوران اسلام داده شد . ( الامامة و السياسه ، 1 / 60 ) درباره حوأب در جاى خود به تفصيل سخن گفتيم . 5 . سپس عايشه بيامد و اردوگاه خود را در حومه بصره برپا نمود . ابن‌ابي‌الحديد گويد : ابن‌عباس گفته است : طلحه و زبير ، عايشه را به حركت واداشتند تا به حفر ابوموسى اشعرى در نزديكى بصره رسيدند و به عثمان بن حنيف انصاري ، كارگزار علي ( عليه السلام ) در