برادرانش كشته گشتند . حارث چنين رجز ميخواند :
من هستم حارث بن حسان ، رئيس خاندان ذهل و شيبان . ( الاصابه ، 2 / 57 )
5 . ابنخلدون از او ياد كرده و گفته است : پرچم بكر بن وائل از بنيذهل به دست حرث بن حسان بود كه همراه با پنج تن از بستگانش و مردانى از بنيمحدوج و سيوپنج تن از بنيذهل كشته شد . ( العبر ، 2 ق 2 / 164 )
البته به نظر ميرسد همان « حسان » [ نه حرث بن حسان ] كه در رجزهاى نبرد جمل آمده ، درستتر است .
6 . فرد نامآور اين خاندان ، محدوج بن زيد است كه به نظر ميرسد غير از كسانى است كه شهيد شدند . مأخذهاى روايى سنى و شيعه ، از او احاديثى بسيار مهم روايت كردهاند . از جمله آنها روايتى است كه شيخ طوسى آورده است : براى ما حديث رسيده از سعد بن طريف حنظلي ، از عطية بن سعد عوفي ، از محدوج بن زيد ذهلى كه نماينده خاندانش نزد رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بود . پيامبر اين آيه را تلاوت نمود : لا يسْتَوِى أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ : دوزخيان با بهشتيان يكسان نيستند . بهشتيانند كه رستگارانند . ( حشر : 20 ) محدوج گويد : پرسيدم : « اى رسول خدا ! بهشتيان كيانند ؟ » فرمود : « هر كه از من پيروى كند و پس از من ، تسليم اين فرد باشد . » در اين حال ، دست علي ( عليه السلام ) را كه كنارش بود ، گرفت و بالا برد و فرمود : « بدانيد كه على از من است و من از اويم . هر كه با وى دشمنى كند ، با من دشمنى كرده و هر كه با من دشمنى كند ، خداوند را به خشم آورده است . » سپس فرمود : « اى علي ! جنگ با تو جنگ با من است و آشتى با تو آشتى با من . تو نشانه راهنما ميان من و امتم هستي . »
عطيه گويد : نزد زيد بن ارقم در خانهاش رفتم و اين حديث محدوج بن زيد را برايش ياد كردم . گفت : « گمان نميكنم كسى جز من زنده مانده باشد كه اين سخن را از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيده باشد . گواهى ميدهم كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) با ما اين سخن را فرمود . » سپس گفت : « البته مردانى با آن كه اين سخن را از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدند ، با على دشمنى نمودند و [ در
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 514
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٥١٤