بلاذرى گفته است : على وى را با گروهى از مردان و زنان به سوى مدينه روان نمود و دوازدههزار درهم هزينه توشه او نمود . ( انساب الاشراف ، 2 / 249 )
ابنجوزى گويد : على هر چيز را كه سزاوار عايشه بود ، از مركب و توشه و وسايل ، براى او فراهم نمود و همه نجاتيافتگان نبرد جمل ، جز كسانى را كه دوست داشتند همان جا بمانند ، با وى همراه نمود و چهارصد تن از زنان سرشناس بصره را همراهش ساخت و [ به محمد بن ابيبكر ] گفت : « اى محمد ! توشهاش را فراهم ساز ! » و محمد بن ابيبكر ، آن را به عايشه رساند . روزى كه وى قصد حركت داشت ، على نزد او آمد ، در حالى كه مردم نيز گرد آمده بودند . پس عايشه بيرون آمد و مردم وى را وداع گفتند و او آنان را بدرود نمود و گفت : « به خدا سوگند ! در گذشته ميان من و على چيزى نبوده جز همان كه ميان يك زن و بستگانش هست . وى نزد من ، با وجود آن كه از او انتقاد ميكنم ، از نيكان است . » على نيز گفت : « اى مردم ! به خدا سوگند ! او راست گفت و به نيكى رفتار نمود . ميان من و او چيزى جز اين نبوده است و او همسر پيامبر شما در دنيا و آخرت است . » عايشه روز شنبه آغاز ماه رجب سال 36 حركت نمود و على تا مسافتى او را بدرقه نمود و فرزندانش [ يعنى مؤمنان ] را همان روز همراه وى روانه ساخت . عايشه به سوى مكه رفت و در آن جا تا هنگام حج باقى ماند و سپس به مدينه بازگشت . ( المنتظم ، 5 / 94 )
مقريزى گويد : عايشه روز شنبه آغاز ماه رجب حركت نمود . هنگام وداع ، عمار به وى گفت : « چه دور است اين حركت از آن چه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به تو سفارش نمود ! » عايشه گفت : « به خدا سوگند ! تا جايى كه ميدانم ، تو به حق سخن ميگويي . » عمار گفت : « سپاس خداوند را كه گواهى به سود مرا بر زبان تو جارى ساخت . » ( امتاع الاسماع ، 13 / 249 )
نيز گزارش شده است : على تا مسافتى او را بدرقه نمود و فرزندانش را همان روز با وى روانه كرد . نيز برادرش عبدالرحمن بن ابيبكر و سى مرد و بيست زن از دينداران عبدقيس و همدان و چند قبيله ديگر را با او همراه ساخت و بر سر آن زنان دستار بست و بر آنان شمشير آويخت و به ايشان گفت : « به عايشه نگوييد كه شما زن هستيد ؛ بلكه وانمود كنيد
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٧٠