جندب ، دوست و همانند مالك اَشتر بود - خدا از هر دو خشنود باد - و شايد طلحه را از اين روى نكشت كه به وصيت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) عمل كرده باشد ؛ زيرا ميدانست كه مروان او را بهزودى خواهد كشت و خونش بر گردن او خواهد بود .
عايشه بهتنهايى شش روز نبرد را راهبرى كرد
گزارشها درباره روز اول و دوم نبرد جمل
شيخ مفيد گويد : چون فرستادگان اميرالمؤمنين از نزد عايشه و طلحه و زبير بازگشتند و خبر دادند كه آنان بر مخالفت و نبرد با وى اصرار دارند ، على دستههاى سپاه را سازمان داد و لشكر را آراست . عبدالله بن عباس را فرمانده جلوداران نمود و هند مرادى جملى را به فرماندهى دنباله لشكر برگزيد . اين هند مرادى همان كسى است كه عمر بن خطاب گفته بود : « هرچند نامش زنانه است ، سالار كوفيان است . » عمار بن ياسر را فرمانده سوارهنظام نمود و محمد بن ابيبكر را به فرماندهى پيادهنظام برگزيد . سپس دستهها را بدين سان آرايش داد :
- هند جملي ، فرمانده سواران مذحج .
- شريح بن هانى حارثي ، فرمانده پيادگان مذحج .
- سعيد بن قيس ، فرمانده سواران همدان .
- زياد بن كعب بن مره ، فرمانده پيادگان همدان .
- حجر بن عدي ، فرمانده سواران كنده .
- رفاعة بن شداد ، فرمانده سواران و پيادگان بجيله .
- عدى بن حاتم ، فرمانده سواران و پيادگان قضاعه .
- عبدالله بن زيد ، فرمانده سواران خزاعه و سپاهيان يمن .
- عمرو بن حمق خزاعي ، فرمانده پيادگان خزاعه .