زمان ، در ميان مردم هستند ؛ اما در حقيقت نيستند . با آنان به سر ميبرند ؛ اما در حقيقت به سر نميبرند . اين از آن روست كه گمراهى با هدايت سازگار نيست ، هرچند كنار هم قرار گيرند . مردم بر گرد پراكندگى جمع ميشوند و از جماعت جدا ميگردند . كار خود و دينشان را به كسى ميسپارند كه در ميانشان با حيله و عمل زشت و رشوه و كشتار ، رفتار ميكند ؛ گويا آنانند كه پيشوايان قرآنند و نه قرآن ، پيشواى ايشان ! نزدشان از حق جز نام آن نميماند و از قرآن جز خط و نوشته آن نشناسند . كسى كه حكم قرآن را ميشنود ، به سوى آن ميآيد ؛ اما هنوز ننشسته ، از دين خارج ميشود و از سرسپردگى و ولايت و اطاعت و عهد اين حاكم به آن حاكم ميگرايد . بدين سان ، خداوند از جايى كه نميدانند ، گريبانشان را ميگيرد . آنان به اميد و آرزو دل ميبندند و به اين سان ، گرفتار تدبير استوار خدا ميشوند و در معصيت زاده ميشوند و به ستم تن ميدهند . از قرآن روى ميگردانند و گمراه و سرگشته ميشوند و به دين غير خدا ميگرايند و به غير خدا سرميسپارند . در آن روزگار ، مساجدشان از گمراهى آباد است و از هدايت ، تهى و ويران ؛ و قاريان و آباد كنندگانش زيانكارترين آفريدگان خدايند !
گمراهى از نزد آنان جريان مييابد و به سوى خودشان بازميگردد . حاضر شدن در مساجد آنان و رفتن به سويش ، كفر ورزيدن به خداى بزرگ است ، مگر اين كه فرد بداند كه آنان گمراهند . بدين سان و با شيوه رفتارشان ، مساجدشان از هدايت خراب و از گمراهى آباد است كه سنت خدا را دگرگون و از حدود الهى تجاوز ميكند . به هدايت فرانميخوانند و غنايم را تقسيم نميكنند و به عهد عمل نمينمايند و كسانى را كه بر همين شيوهها عمل ميكنند و كشته ميشوند ، شهيد مينامند ! به خدا افترا ميزنند و انكارش ميكنند و با جهل ، از علم بينيازى ميجويند . پيش از اين كه چنان شوند ، افراد صالح را همه گونه عذاب نموده و راستگويى ايشان درباره خدا را بهتان ناميده و در برابر كار نيك ، كيفر سخت نهادهاند .
همانا خداوند رسولى را به سوى شما برانگيخت كه : مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٤٦